مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی علاف


معنی علاف

علاف . [ ع َل ْ لا] (اِخ ) رجوع به ابوالهذیل (محمدبن هذیل ...) شود.

معنی علاف- ترجمه علاف برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد علاف اینجا را کلیک کنید

هم معنی علاف

سر دواندن : 1 معطل کردن، مماطله کردن، امروز و فردا کردن، علاف کردن


ترجمه علاف

علاف کردن: keep waiting
علاف: corn chandler
علاف: corn chandler


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه علاف



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی علاقه

علاقه . [ ع َ ق َ/ ق ِ ] (از ع ، اِمص ) به دل دوست داشتن . (اقرب الموارد). دوست داشتن و خواهش آن نمودن . (منتهی الارب ). || کشتن . (اقرب الموارد) (از منتهی الارب ). || (اِمص ) آویزش . (منتهی الارب ).

معنی علاقه بند

علاقه بند. [ ع ِق َ / ق ِ ب َ ] (نف مرکب ) آنکه ابریشم بافد و رشته و غیره از ابریشم سازد. و بهندی پطوه گویند. (آنندراج ). || سازنده ٔ نوار و قیطان . (ناظم الاطباء). || کسی که ابریشم تابیده و نوار و

معنی علاف

علاف . [ ع ِ ] (ع اِ) ج ِ علف . (اقرب الموارد).

معنی علاف

علاف . [ ع َ ] (اِخ ) وادیی است در یمن . (منتهی الارب ).

معنی علافی

علافی . [ ع َ فی ی / ع ِ فی ی ] (ع اِ) بزرگترین پالانهای شتر. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).

معنی علاقه

علاقه .[ ع َ ق َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بالارخ بخش کدکن شهرستان تربت حیدریه واقع در 46 هزارگزی شمال خاوری کدکن و 6 هزارگزی باختر جاده ٔ شوسه ٔ مشهد به زاهدان .آب و هوای آن معتدل و دارای 518 تن سکن

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: