مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی علاطان


معنی علاطان

علاطان . [ ع ِ ] (ع اِ) دو صفحه ٔ گردن . (قطرالمحیط) (اقرب الموارد). || طوق سیاه هر دو صفحه ٔ گردن کبوتر. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ).

معنی علاطان- ترجمه علاطان برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد علاطان اینجا را کلیک کنید

هم معنی علاطان


ترجمه علاطان


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه علاطان



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی علاقة

علاقة. [ ع َل ْ لا ق َ ] (ع اِ) مرگ . (ذیل اقرب الموارد).

معنی علاج پذیر

علاج پذیر. [ ع ِ پ َ ] (نف مرکب )قابل مداوا. درمان پذیر و چاره پذیر. (ناظم الاطباء).

معنی علاف

علاف . [ ع َل ْ لا ] (ع ص ) علف فروش . (اقرب الموارد). || کسی که جو و گندم و کاه و هیزم و یونجه و علف میفروشد. (ناظم الاطباء).

معنی علافی

علافی .[ ع َل ْ لا ] (حامص ) شغل و کسب علاف . (ناظم الاطباء).

معنی علاقات

علاقات . [ ع َ ] (ع اِ) ج ِ علاقه .

معنی علاق

علاق . [ ع ُل ْ لا ] (ع اِ) یک نوع گیاه . (ناظم الاطباء).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: