مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی علاء


معنی علاء

علاء. [ ع َ ] (اِخ ) ابن عبدالکریم . تابعی است . رجوع به ابوعون شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد علاء اینجا را کلیک کنید

هم معنی علاء


ترجمه علاء

اعلاء: super
اعلاء: premium
علاءالدین: Aladdin
استعلاء: greatness


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه علاء



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی علاء عالم

علاء عالم . [ ع َ ءِ ل ِ ] (اِخ ) رجوع به علاءالدین عالم شود.

معنی علاء

علاء. [ ع َ ] (اِخ ) ابن خالد، مکنی به ابوشیبه . تابعی است . رجوع به ابوشیبه شود.

معنی علاءالدوله

علاءالدوله . [ ع َ ئُدْ دَ ل َ ] (اِخ ) در سلطنت مظفرالدین شاه و صدارت عین الدوله حاکم تهران بود و با خودسری کامل به کار حکومت میپرداخت . داستانی از ستمکاری او که منجر بتعطیل بازار شد در کتابهای تاریخ

معنی علاء الحضرمی

علاء الحضرمی . [ ع َ ئُل ْ ح َ رَ ] (اِخ ) رجوع به علأبن حضرمی شود.

معنی علاء سمنانی

علاء سمنانی . [ع َ ءِ س ِ ] (اِخ ) رجوع به علاءالدوله ٔ سمنانی شود.

معنی علاء زاهد

علاء زاهد. [ ع َ ءِ هَِ ] (اِخ )رجوع به علاءالدین بخاری (محمدبن عبدالرحمان ) شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: