مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی علاء


معنی علاء

علاء. [ ع َ ] (اِخ ) ابن عبدالکریم . تابعی است . رجوع به ابوعون شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد علاء اینجا را کلیک کنید

هم معنی علاء


ترجمه علاء

اعلاء: super
اعلاء: premium
علاءالدین: Aladdin
استعلاء: greatness


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه علاء



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی علاء

علاء. [ ع َ ] (اِخ ) ابن حسن بن وهب بن موصلایا، مکنی به ابوسعید. از مردم کرخ و از نویسندگان مشهور است . و از کسانی بود که در فصاحت بدو مثل میزدند. وی نصرانی بود و در زمان ابوشجاع وزیر، اسلام آورد. او

معنی علاء

علاء. [ ع َ ] (اِخ ) ابن فضل بن عبدالملک . محدث است . رجوع به ابوهذیل شود.

معنی علاء

علاء. [ ع َ ] (اِخ ) ابن زیدل . محدث است . رجوع به ابومحمد شود.

معنی علاءالدوله

علاءالدوله . [ ع َ ئُدْ دَ ل َ ] (اِخ ) امیر خاصبک ابوکالیجار گرشاسف . رجوع به ابوکالنجار گرشاسف دوم شود.

معنی علاء الحضرمی

علاء الحضرمی . [ ع َ ئُل ْ ح َ رَ ] (اِخ ) رجوع به علأبن حضرمی شود.

معنی علاءالدوله

علاءالدوله . [ ع َ ئُدْ دَ ل َ ] (اِخ ) ابن بایسنقر (میرزا رکن الدین ...). وی از شاهزادگان تیموری است و مردی عیاش و خوش گذران و عاری از رسوم جلادت و جهانگیری بود. پس از فوت میرزا بایسنقر به امارت دیوا

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<