مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی عطبل


معنی عطبل

عطبل . [ ع ُ ب ُ ] (ع ص ) زن جوان خوب صورت تمام خلقت نیکواندام پرگوشت درازگردن . (منتهی الارب ). زن جوان زیبای پرگوشت گردن دراز. (از اقرب الموارد). ج ، عَطابل ، عَطابیل . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). عُطبول . عُطبولة.عَیطَبول . رجوع به عطبول و عطبولة و عیطِبول شود.

معنی عطبل- ترجمه عطبل برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد عطبل اینجا را کلیک کنید

هم معنی عطبل


ترجمه عطبل


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه عطبل



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی عطر آمیختن

عطر آمیختن . [ ع ِ ت َ ] (مص مرکب ) عطرآلودن . عطر زدن . خوشبو کردن .

معنی عطر

عطر. [ ع ِ ] (ع اِ) بوی خوش . (منتهی الارب ) (دهار). خوشبو و بوی خوش . (غیاث اللغات ). ماده ٔ خوشبوی نباتی یا حیوانی و روغنی شکلی است که دراندامهای مختلف غالب گیاهان وجود دارد. (فرهنگ فارسی معین ).

معنی عطبول

عطبول . [ ع ُ ] (ع ص ) به معنی عُطبل است . (از منتهی الارب ). به معنی عطبل است ، و گویند عطبول زن درازقامت و تمام خلقت است . (از اقرب الموارد). و در صفت پیغمبر (ص ) گفته اند که لم یکن یعطبول و لاقصیر؛

معنی عطر پیچیدن

عطر پیچیدن . [ ع ِ دَ ] (مص مرکب ) پراکنده شدن عطر. افشانده شدن عطر. منتشر شدن بوی خوش در فضا : عطر آن گل پیرهن تا در هوا پیچیده است بوی گل دودی است در مغز صبا پیچیده است . طالب آملی (از آنندراج ).

معنی عطب

عطب . [ ع َ ] (ع اِ) نرمی و نازکی پنبه . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). قطن نرم . (مخزن الادویه ).

معنی عطر

عطر. [ ع ُ طُ ] (ع ص ، اِ) ج ِ عاطِر. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به عاطر شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: