مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی عزرائل


معنی عزرائل

عزرائل . [ ع ِ ءِ ] (اِخ ) تلفظی است از عزرائیل . (از ناظم الاطباء). و رجوع به عزرائیل شود.

معنی عزرائل- ترجمه عزرائل برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد عزرائل اینجا را کلیک کنید

هم معنی عزرائل


ترجمه عزرائل


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه عزرائل



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی عزر

عزر. [ ع َ ] (ع مص ) نکوهیدن . (منتهی الارب ). ملامت کردن .(از اقرب الموارد). || یاری نمودن . (منتهی الارب ). کمک کردن . (از اقرب الموارد). || بازداشتن . (منتهی الارب ). منع کردن و رد کردن . (از اقرب

معنی عزرة

عزرة. [ ع َ رَ ] (اِخ ) ابن ثابت نصیری . محدث است و از ثمامه روایت میکند. (منتهی الارب ).

معنی عزت ملک

عزت ملک . [ ع ِزْ زَ م َل ِ ] (اِخ ) وی همسر امیر شیخ حسن چوپانی (کوچک ) و اصلاً رومی بود. او را با امیر یعقوب شاه روابط عاشقانه بود، و به سال 744 هَ .ق . امیر شیخ حسن قشونی به سرکردگی سلیمان خان و ام

معنی عزد

عزد. [ ع َ ] (ع مص ) آرمیدن با زن . (از منتهی الارب ). نزدیکی با زن .

معنی عزری

عزری . [ ع َ ] (اِخ ) نام او ابراهیم بن حسن و مکنی به ابواسحاق . فقیه حنفی و محدث قرن چهارم هجری است . وی بسال 347 هَ .ق . درگذشته است . (از اللباب فی تهذیب الانساب ) (معجم البلدان ).

معنی عزریائیل

عزریائیل . [ ع ِ ] (اِخ ) تلفظی است از عزرائیل : از خرد بس نادر افتد کز بن یک چوب گز عزریائیلی برآید از پی اسفندیار. سنائی .

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: