مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی عجز آوردن


معنی عجز آوردن

عجز آوردن . [ ع َ وَ دَ ] (مص مرکب ) درماندگی نمودن . ناتوانی کردن . ناتوان بودن : ما عشق ترا به یادگار آوردیم بر خاک تو عجز و افتقار آوردیم .

معنی عجز آوردن- ترجمه عجز آوردن برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد عجز آوردن اینجا را کلیک کنید

هم معنی عجز آوردن


ترجمه عجز آوردن


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه عجز آوردن



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی عجس

عجس . [ ع َ ] (ع مص ) بازداشتن کسی را از حاجتش . (ازاقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (تاج المصادر). || بازگردانیدن شتر را از راه جهت نشاط. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || به پنجه گرفتن چیز

معنی عجسی

عجسی . [ ع َج ْ ج َ ] (اِخ ) ذاکربن شیبة العسقلانی العجسی . از ابی عصام روادبن الجراح روایت کند و ابوالقاسم ابطرانی در ده عجس از وی حدیث شنید. (از اللباب ج 2 ص 123).

معنی عجزة

عجزة. [ع َ ج َ زَ ] (ع ص ، اِ) ج ِ عاجز. رجوع به عاجز شود.

معنی عجزاء

عجزاء.[ ع َ ] (ع ص ) زن کلان سرین . مؤنث ِ اَعْجَز. || (اِخ ) ریگستانی است بلند. || (ص ، اِ)عقاب کوتاه دم . || عقابی که در دم او پر سفید باشد. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ). || زنی که کف د

معنی عجز داشتن

عجز داشتن . [ ع َ ت َ ] (مص مرکب ) ناتوان بودن . عاجز بودن . توانا نبودن .

معنی عجسة

عجسة. [ ع ُ س َ ] (ع اِ) ساعتی از شب . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ). || پگاه . (منتهی الارب ). سُحرة. (از اقرب الموارد).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: