مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی عبدالحق


معنی عبدالحق

عبدالحق . [ ع َ دُل ْ ح َق ق ] (اِخ ) ابن غالب بن عبدالرحیم . رجوع به ابن عطیه شود.

معنی عبدالحق- ترجمه عبدالحق برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد عبدالحق اینجا را کلیک کنید

هم معنی عبدالحق


ترجمه عبدالحق


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه عبدالحق



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی عبدالحسن

عبدالحسن . [ ع َ دُل ْ ح َ س َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان خیران بخش مرکزی شهرستان شوشتر. واقع در 64هزارگزی جنوب خاوری شوشتر کنار شوسه ٔ مسجدسلیمان به اهواز. 50 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ا

معنی عبدالحکیم

عبدالحکیم . [ ع َ دُل ْ ح َ ] (اِخ ) الافغانی القندهاری ، فقیه حنفی و از زهاد بود. وی به دمشق ساکن شد. و از عمل خویش ارتزاق میکرد. عمری دراز یافت و به سال 1326 هَ . ق . به دمشق درگذشت .او را شروح و حو

معنی عبدالحمید

عبدالحمید. [ ع َ دُل ْ ح َ ] (اِخ ) ابن عبدالرحمان بن زیدبن الخطاب ملقب به عدوی و مکنی به ابوعمر. وی از مردم مدینه و در حدیث ثقه بود عمربن عبدالعزیز او را ولایت کوفه داد و در حدود سال 115 هَ . ق . درگ

معنی عبدالحق

عبدالحق . [ ع َ دُل ْ ح َق ق ] (اِخ ) ابن ابراهیم بن محمدبن نصربن سبعین الاشبیلی المرسی . رجوع به ابن سبعین ابومحمد عبدالحق شود.

معنی عبدالحق

عبدالحق . [ ع َ دُل ْ ح َق ق ] (اِخ ) ابن محبوب بن ابی بکربن حمامةبن محمدالمرینی ملقب به ابومحمد. وی مؤسس دولت مرینیه در مغرب اقصی است و ریاست بنی مرین را داشت . عبدالحق به سال 592 هَ. ق . حکومت یافت

معنی عبدالحمید

عبدالحمید. [ ع َ دُل ْ ح َ ] (اِخ ) ابن محمد المصطفی بن مکی مشهور به ابن بادیس . رئیس جمعیت مسلمین به الجزائر بود. تحصیلات خود رادر مدرسه ٔ الزیتونة پایان داد. وی مجله ٔ الشهاب را که مجله ای دینی و عل

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: