مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی عبدالحق


معنی عبدالحق

عبدالحق . [ ع َ دُل ْ ح َق ق ] (اِخ ) ابن غالب بن عبدالرحیم . رجوع به ابن عطیه شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد عبدالحق اینجا را کلیک کنید

هم معنی عبدالحق


ترجمه عبدالحق


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه عبدالحق



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی عبدالحکیم

عبدالحکیم . [ ع َ دُل ْ ح َ ] (اِخ ) ابن اسحاق بن ابراهیم . رجوع به ابواسحاق عراقی شود.

معنی عبدالحمید

عبدالحمید. [ ع َ دُل ْ ح َ ] (اِخ ) ابن عبدالعزیزبن عبداﷲبن عمرالخطاب العمری ملقب به ابوعبدالرحمان . وی شجاع بود و در مصر میزیست ، در عصر احمدبن طولون بود لشکری به جنگ وی فرستاد، عبدالحمید بر آنان غال

معنی عبدالحلیم

عبدالحلیم . [ ع َ دُل ْ ح َ ] (اِخ ) ابن عبداﷲالنابلسی الشویکی . مردی فاضل بود وبه ادب اشتغال داشت . در الازهر به تحصیل پرداخت و درنابلس سکونت جست سپس به عکا رفت و نزد حاکم عکا مکانتی یافت و به سال 11

معنی عبدالحق

عبدالحق . [ ع َ دُل ْ ح َق ق ] (اِخ ) ابن ابراهیم بن محمدبن نصربن سبعین الاشبیلی المرسی . رجوع به ابن سبعین ابومحمد عبدالحق شود.

معنی عبدالحمید

عبدالحمید. [ ع َ دُل ْ ح َ ] (اِخ ) ابن عبدالرحمان بن زیدبن الخطاب ملقب به عدوی و مکنی به ابوعمر. وی از مردم مدینه و در حدیث ثقه بود عمربن عبدالعزیز او را ولایت کوفه داد و در حدود سال 115 هَ . ق . درگ

معنی عبدالحمید

عبدالحمید. [ ع َ دُل ْ ح َ ] (اِخ ) ابن عبدالعزیز ملقب به ابوخازم . قاضی شام و کوفه و کرخ و بغداد بود. از تألیفات اوست : ادب القاضی و الفرائض ...وی به سال 292 هَ . ق . درگذشت . (از الاعلام زرکلی ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<