مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی عامود


معنی عامود

عامود. (ع اِ) ستون خانه و رکن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

معنی عامود- ترجمه عامود برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد عامود اینجا را کلیک کنید

هم معنی عامود


ترجمه عامود


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه عامود



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی عانات

عانات . (ع اِ) ج ِ عانة. رجوع به عانة شود.

معنی عامی

عامی . [ عامی ی می ی ] (ع ص ) نبت ٌ عامی ؛ گیاه خشک یکساله . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

معنی عاملة

عاملة. [ م ِ ل َ ] (اِخ ) ابن سبأبن یشجب بن یعرب بن قحطان ، جد جاهلی است که برادر حمیر و کهلان است . (از الاعلام زرکلی ).

معنی عامیانه

عامیانه . [ ن َ / ن ِ ] (ص نسبی ، ق مرکب ) منسوب به عوام و مردم بیسواد و فرومایه و پست . (ناظم الاطباء) : عامیانه چه ملامت میکنی بخل بر خوان خداوند غنی . مولوی .

معنی عامی اصفهانی

عامی اصفهانی . [ ی ِ اِ ف َ ] (اِخ )هدایت گوید: وی از عوام الناس اصفهان و فروشنده ٔ کرباس بوده و گاهی شعر میگفته و از جمله اشعار اوست : هر جا فتاد سایه ٔ سرو قدت بخاک آنجا هزار قمری دل آشیان گرفت آن

معنی عاملی

عاملی . [ م ِ ] (اِخ ) بدرالدین بن سید احمدبن زین العابدین حسنیی عاملی انصاری ، ساکن طوس و یکی از مدرسین آنجا بود. او مردی فقیه و محدث و ادیب و شاعر بوده و از معاصرین شیخ حر عاملی ونوه ٔ دختری میرداما

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: