مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی عائذا


معنی عائذا

عائذا. [ ءِ ذُل ْ لاه ] (اِخ ) ابن سعد العشیرة. از مردم کهلان و از قحطانیان و جدی جاهلی است . (الاعلام زرکلی ).

معنی عائذا- ترجمه عائذا برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد عائذا اینجا را کلیک کنید

هم معنی عائذا


ترجمه عائذا


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه عائذا



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی عائدة

عائدة. [ ءِ دَ ] (ع ص ) مؤنث عائد. (منتهی الارب ) : در عبادت رفتن تو فائده فائده ٔ آن باز با توعاده . مولوی . ورجوع به عائد شود. || (اِمص ) نیکی . (منتهی الارب ) (آنندراج ). || مهربانی . (منتهی ا

معنی عائشه ٔ لب جوی

عائشه ٔ لب جوی . [ ءِ ش َ ی ِ ل َ ب ِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) پرنده ای است که آن را به عربی صَعوة میگویند. (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).

معنی عائد شدن

عائد شدن . [ ءِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) در تداول فارسی زبانان نصیب گشتن . به دست آمدن . سود بردن .

معنی عائش

عائش . [ ءِ ] (اِخ ) ابن انس . یکی از راویان است که از عطا روایت کند. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

معنی عائشة

عائشة. [ ءِ ش َ] (اِخ ) بنت یوسف بن احمدبن الناصر الباعونی ، مکنی به ام عبدالوهاب . شاعر بود نسبت او به باعون از قراء عجلون در شرق اردن است . مولد او به دمشق بود، و از علماء آن بلاد لغت و ادب فراگرفت

معنی عائشة

عائشة. [ ءِ ش َ ] (اِخ ) بنت احمد القرطبیه . شاعره و ادیبه و از مردم قرطبه است . او در عصر خویش در اندلس به فهم و فضل و کمال مشهور بود و خطی زیبا داشت و ملوک اندلس را مدح گفت و تا آخر عمر شوهر نکرد. ب

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: