مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ایاد


معنی ایاد

ایاد. [ اِ ] (ع اِ) پشتیبان و آنچه بدان قوت باشد. || پناه جای . || پناه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). حفظ و حمایت ، یقال : هو فی ایاداﷲ؛ ای فی حرزه و ستره . || هوا. || کوه محکم . || خاک گرداگرد حوض . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || خرگاه . || پشته ٔ ریگ . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || میمنه و میسره ٔ لشکر. (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || کثرت شتران . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ایاد اینجا را کلیک کنید

هم معنی ایاد

شرکا: 1 سهم‌بران، شریکان 2 ایادی، همدستان، همکاران، همگنان
همدستان: ایادی
ایادی: دستیاران، شرکا، همدستان، همکاران، همگنان


ترجمه ایاد

ایاد علاوی: Iyad Allawi


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ایاد



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی ایازی

ایازی . [ اَ ] (اِ) برقع سیاهی که زنان بر پشت چشم بندند. (آنندراج ) (برهان ). نوعی ازبرقع باشد که اکثر سیاه رنگ شده و زنان بر روی کشندو آنرا چشم آویز نیز گویند. (جهانگیری ) : شفق غلاله ٔ خورشید ارغوا

معنی ای یون

ای یون . [ یُن ْ ](اِخ ) یکی از سرداران آتنی است که اری پیدس درباره ٔ وی داستانی نگاشته است و نیز یکی از مورخین و نویسندگان یونان است که در 422 ق . م .درگذشت . (تعلیقات تمدن قدیم ترجمه ٔ نصراﷲ فلسفی

معنی ایاس

ایاس . [ اِ ] (اِخ ) ابن قبیصه ٔ طایی از اشراف طی و فصحاء و شجاعان جاهلیت بود وی به خدمت کسری اپرویز رسید و ولایت حیره به او داده شد. واقعه ٔ «ذی قار» در این ایام بوقوع پیوست . وی به سال چهارم هجرت در

معنی ایاری

ایاری . [ اُ ی ْ یا ] (ع اِ) بزرگ نره . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).

معنی ایاب

ایاب . (ع مص ) بازگشتن بوطن . (آنندراج ). بازگشتن . (المصادر زوزنی ) (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ص 23) (منتهی الارب ) : ره سپرش را نه از ذهاب خبر است و نه از ایاب . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). || فرو

معنی ایاس

ایاس . [ اِ ] (اِخ ) ابن معاویةبن قرة مزنی . رجوع به ابوواثله شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: