مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی اواء


معنی اواء

اواء. [ اِ ] (ع مص ) پناه و جای گرفتن بکسی . (آنندراج ). جای گرفتن . (منتهی الارب ). مأوی گرفتن . (از المصادر زوزنی ).

معنی اواء- ترجمه اواء برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد اواء اینجا را کلیک کنید

هم معنی اواء


ترجمه اواء


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه اواء



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی اهیل

اهیل . [ اَ هَْ ی َ] (ع اِ) ریگ فروریخته . (ناظم الاطباء) (آنندراج ).

معنی اواخی

اواخی . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ اَخِیّه . (منتهی الارب ). رجوع به اخیه شود.

معنی اواب

اواب . [ اُوْ وا ] (ع ص ، اِ) ج ِ آئب . رجوع به آئب شود.

معنی اوابی

اوابی . [ اَ وْ وا ] (حامص ) نیک توبه کردن . توبه ٔ نیکو و پشیمانی از گناه : به در بی نیاز نتوان رفت جز بمستغفری و اوابی . سعدی .

معنی او

او. (ضمیر) ضمیر غایب است نسبت به ذوی العقول چه غیر ذوی العقول را آن گویند. (برهان ). و اکثر ضمیر آن هم به ذوی العقول آمده . (آنندراج ) (هفت قلزم ). کلمه ٔ اشاره است که بشخص غایب اشاره می کند و نیز ضمی

معنی اوابون

اوابون .[ اَوْ وا ] (ع ص ، اِ) ج ِ اَواب در حالت رفعی . (از مهذب الاسماء) (از ناظم الاطباء). رجوع به اواب شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: