مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی انفیه


معنی انفیه

انفیه . [ اَ ی َ / ی ِ ] (ع اِ) هر دارویی که به بینی کشند. (ناظم الاطباء). مجموعه ای از داروهای معطر و مخدر و عطسه آور که آن را گاه در بینی کنند و از آن احساس نشاءة نمایند. (از فرهنگ فارسی معین ). گرد تنباکو با اجزایی دیگر که بر بینی کشند، تری را. عطوس . نشوق . نشوغ . (یادداشت مؤلف ). - انفیه کشیدن ؛ بر بینی رساندن انفیه . و رجوع به انفیة و انفیه دان شود.

معنی انفیه- ترجمه انفیه برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد انفیه اینجا را کلیک کنید

هم معنی انفیه

انفیه: مخدر، ناس
ناس: 1 آدم، انسان، انس، بشر، مردم 2 انفیه


ترجمه انفیه

انفیه: snuff
انفیه زدن: snuff
قوطی انفیه: snuffbox
انفیه دان: snuffbox
انفیهزنی: snuffing


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه انفیه



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی انقاس گون

انقاس گون . [ اَ ] (ص مرکب ) بگونه و رنگ انقاس . سیاه : ریخته رنجور یکی طاس خون گشته ز سر تا قدم انقاس گون . نظامی .

معنی انفیاز

انفیاز. [ اِ ] (ع مص ) تنها شدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). انفراد. (از اقرب الموارد).

معنی انفوج

انفوج .[ اَ ] (ص ) چین خورده و منقبض گشته . (ناظم الاطباء).

معنی انفیه دان

انفیه دان . [ اَ ی َ / ی ِ ] (اِ مرکب ) قوطی انفیه . (ناظم الاطباء). جای تنباکو و اجزاء دیگر که بعضی برای تری دماغ به بینی کشند . (یادداشت مؤلف ).

معنی انفوضة

انفوضة. [ اُ ض َ ] (ع اِ) مفرد انافیض . (از اقرب الموارد). انافیض ، برگ که بر نفاض ریخته شود. (منتهی الارب ). و رجوع به انافیض شود.

معنی انقاد

انقاد. [ اِ ] (ع مص ) برگ آوردن درخت . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter