مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی اندیشانیدن


معنی اندیشانیدن

اندیشانیدن . [ اَ دَ ] (مص ) در خاطر آوردن . فکر و اندیشه کنانیدن . اندیشه فرمودن . (از ناظم الاطباء).

معنی اندیشانیدن- ترجمه اندیشانیدن برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد اندیشانیدن اینجا را کلیک کنید

هم معنی اندیشانیدن


ترجمه اندیشانیدن


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه اندیشانیدن



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی اندیشه کیش

اندیشه کیش . [ اَ ش َ / ش ِ ] (ص مرکب ) آنکه معتاد به اندیشه است . آنکه عادت بتفکر دارد. || آنکه همواره خیالات فاسد در سر پروراند. خیالاتی . (فرهنگ فارسی معین ).

معنی اندیشگان

اندیشگان . [ اَ ش َ / ش ِ ] (اِ) ج ِ اندیشه . || غمان . اندهان . (یادداشت مؤلف ) . افکار ناراحت کننده : ایا نشسته به اندیشگان حزین و نژند همیشه اختر تو پست و همت تو بلند. آغاجی . در شارسان را به

معنی اندیشنده

اندیشنده . [ اَ ش َ دَ / دِ] (نف ) سگالنده . متفکر. متأمل . (یادداشت مؤلف ).

معنی اندیس

اندیس .[ اَ ] (اِخ ) دهی است از بخش مرکزی شهرستان ساوه با399 تن سکنه . آب آن از قنات و محصول آن غلات ، پنبه ، انار و انجیر است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1).

معنی اندیشمند

اندیشمند. [ اَ م َ ] (ص مرکب ) متفکر و در فکر و اندیشه فرورفته . (ناظم الاطباء). فکرمند و فکرناک . (آنندراج ). متفکر. (یادداشت مؤلف ). اندیشناک . غمگین . مضطرب . نگران : آن روز که حسنک را بر دار کردن

معنی اندیجان

اندیجان . [ اَ] (اِخ ) از شهرهای ترکستان ، راه آهن ماوراء خزر بدان ختم میشود. (یادداشت مؤلف ). رجوع به اندکان شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter