مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی اندکاک


معنی اندکاک

اندکاک . [ اِ دِ ] (ع مص ) برابر و هموار گردیدن مکان . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). یقال : اندک المکان . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد اندکاک اینجا را کلیک کنید

هم معنی اندکاک


ترجمه اندکاک


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه اندکاک



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی اندلاص

اندلاص . [ اِ دِ ] (ع مص ) لغزیدن چیزی از دست کسی و افتادن . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). از دست لغزیدن چیزی و افتادن . (آنندراج ) (از اقرب الموارد). بیفتیدن چیزی از دست . (تاج المصادربیهقی ). یق

معنی اندلال

اندلال . [ اِ دِ ] (ع مص ) راه یافتن و توفیق راست کردن . (ناظم الاطباء). راه و توفیق راست کرداری یافتن . (از منتهی الارب ) (آنندراج ). مطاوع دَل َّ کند. (از اقرب الموارد). یقال : دله علیه و اندل . (من

معنی اندلاع

اندلاع . [ اِ دِ ] (ع مص ) کلان شدن و بیرون آمدن و فروهشته گردیدن شکم . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج ) (از اقرب الموارد). شکم پیش آمدن . (تاج المصادر بیهقی ). اندلاع بطن ؛ کلان شدن

معنی اندلسیون

اندلسیون . [ اَ دُ / دَ ل ُ سی یو ] (ص نسبی ) اندلسی ها:الخلفاء الاندلسیون ، خلیفه های اموی اندلس . (از نقودالعربیه ص 131). رجوع به اندلس و امویان اندلس شود.

معنی اندکام

اندکام . [ اِ دِ ] (ع مص ) درآمدن . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). انقحام . (از اقرب الموارد). و رجوع به انقحام شود.

معنی اندلاظ

اندلاظ. [ اِ دِ ] (ع مص ) تدافع نمودن : اندلظ الماء اندلاظاً؛ تدافع نمود آب . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). اندلظ الماء؛ تدافعکرد آب و در لسان اندفاع است . (از اقرب الموارد).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<