مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی انداد


معنی انداد

انداد. [ اِ ] (ع مص ) پراکندن اشتران را. (منتهی الارب ) (ازناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد).

معنی انداد- ترجمه انداد برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد انداد اینجا را کلیک کنید

هم معنی انداد

حمایل کردن : 1 آویختن، (برگرداندادن


ترجمه انداد

دمتکاندادن: wagging tail


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه انداد



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی اندادن

اندادن . [ اَ دَ ] (مص ) اندودن . || خواستن و خواهش کردن . (ناظم الاطباء).

معنی انداد

انداد. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ نِدّ. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (دهار) (ترجمان جرجانی مهذب عادل بن علی ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). همتایان . همانندان . امثال . نظرا. (فرهنگ فارسی معین ).

معنی اندارس

اندارس . [ اَ رِ] (اِخ ) نام شخصی که رسولی برای خواستگاری پیش عذرافرستاد و عذرا چشم رسول را بانگشت کند. (از برهان قاطع) (از آنندراج ) (از هفت قلزم ) (از ناظم الاطباء).

معنی اندازان

اندازان . [ اَ ] (ق ) درحال انداختن . (یادداشت مؤلف ). - کلوخ اندازان ؛ در حال انداختن کلوخ . و رجوع به سنگ انداز در ترکیبات انداز شود.

معنی انداده

انداده . [ اَ دَ / دِ ] (اِخ ) دهی است از بخش جغتای شهرستان سبزوار با 684 تن سکنه . آب آن از قنات و محصول آن غلات ،پنبه و زیره است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).

معنی انداخت

انداخت . [ اَ ] (مص مرخم ) عمل انداختن . || رای . تدبیر. شور. مشورت . (فرهنگ فارسی معین ). اندیشه . قصد. میل . طرح . نقشه . (از یادداشتهای مؤلف ): دانستند که آن از نزعات شیطان است و کید دشمنان ایمان

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: