مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی انداء


معنی انداء

انداء. [ اِ ] (ع مص ) افزون شدن . || میان دو نوبت آب ، چرانیدن شتر را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). || نمناک و تر گردانیدن . تر کردن چیزی را. (از اقرب الموارد). نمگن کردن . (یادداشت مؤلف ). || بسیارعطا گردیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). || نیکوآواز شدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). خوش آواز شدن . (از اقرب الموارد).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد انداء اینجا را کلیک کنید

هم معنی انداء


ترجمه انداء


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه انداء



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی اند

اند. [ اَ / َ-َن ْ ] (پسوند)مزید مؤخر امکنه : زرند، مرند، هرند، اشفند، اشند، پشند، برزند، سهند، کرند، اتسند. (یادداشت مؤلف ).

معنی اندابه

اندابه . [ اَ ب َ / ب ِ ] (اِ) ماله ٔ گچ مالی . (ناظم الاطباء). ماله ٔ بناها. انداوه . (از شعوری ج 1 ورق 129 ب ) : بامچه اندودن کس را بدوغ خواست ز من عاریت اندابه کیر. سوزنی (از فرهنگ شعوری ).

معنی انداخ

انداخ . [ اِ ] (ع مص ) رسانیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). یقال : اندخنا المرکب الساحل انداخاً. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

معنی اندا

اندا. [ اَ ] (اِ مص ) گلابه و کاه گل بر بام و دیوار مالیدن . (برهان قاطع) (هفت قلزم ). گلاوه و کاهگل بر دیوار و بام مالیدن . (انجمن آرا) (آنندراج ). مالیدن کاه و گلابه بود بر دیوار. (فرهنگ جهانگیری ).

معنی انداب

انداب . [ اَ ] (اِخ ) دهی است از بخش مرکزی شهرستان اهر با 517 تن سکنه . آب آن از چشمه و محصول آن غلات و حبوب است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).

معنی انداختنی

انداختنی . [ اَ ت َ ] (ص لیاقت ) نابکار. آخال . آشغال . سقط. خراش . افکندنی . (یادداشت مؤلف ). || کواکب منقضه . (از فهرست لغات و اصطلاحات التفهیم ص قلب ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: