مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی الیان


معنی الیان

الیان . [ اِل ْ ] (اِخ ) یا کلودیوس الیانوس . نویسنده ٔ رومی در قرن سوم میلادی بود. او راست : تاریخ حیوانات و حکایات گوناگون و آثاری دیگر که بزبان یونانی نوشته است . (لاروس بزرگ ). و رجوع به ایران باستان ص 74 و 2240 و قاموس الاعلام ترکی ج 2 شود.

معنی الیان- ترجمه الیان برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد الیان اینجا را کلیک کنید

هم معنی الیان

سالانه : سالیانه، سالاسال، هرسال، همه‌ساله
سال‌نامه، سالنامه : تقویم، سالنما، گاه‌شمار، نشریه (سالیانه)
سالیان : e 1 سال‌ها، مدت‌ها 2 سنوات
سنوی : سالیانه، سنواتی، سالانه


ترجمه الیان

سالیانه: yearly
وقیع سالیانه: annals
سالیانه: annual


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه الیان

سخن حضرت محمد (ص): همانا خداوند بزرگ، ثروتمندِ ظالم و پیرمرد نادان (سالیان سال است كه عمر كرده ولی از اعتقادات و احكام اسلامی بی‌اطلاع است) و عیال‌مند (فقیر) مغرور را دشمن می‌دارد.
سخن حضرت محمد (ص): همانا خداوند بزرگ، ثروتمندِ ظالم و پیرمرد نادان (سالیان سال است كه عمر كرده ولی از اعتقادات و احكام اسلامی بی‌اطلاع است) و عیال‌مند (فقیر) مغرور را دشمن می‌دارد.
سخن حضرت محمد (ص): همانا خداوند بزرگ، ثروتمندِ ظالم و پیرمرد نادان (سالیان سال است كه عمر كرده ولی از اعتقادات و احكام اسلامی بی‌اطلاع است) و عیال‌مند (فقیر) مغرور را دشمن می‌دارد.
سخن شری كارتر اسكات: زندگی، مدرسه ای سالیانه است كه هیچ گاه از آن، دانش آموخته نخواهید شد. از این رو فرایندی آموزشی است كه ارزش راستین را به هستی می بخشد.
سخن حضرت محمد (ص): همانا خداوند بزرگ تداوم (‌و استقامت)‌ در دوستی‌های قدیم (‌كه سالیان سال از آن گذشته است) ‌را دوست دارد،‌ پس دوستی خود را تداوم ببخشید.

صد هزاران ز اهل تقلید و نشان *** افکندشان نیم وهمى در گمان‏
که به ظن تقلید و استدلالشان *** قایم است و جمله پر و بالشان‏
شبهه‏اى انگیزد آن شیطان دون *** در فتند این جمله کوران سر نگون‏
پاى استدلالیان چوبین بود *** پاى چوبین سخت بى‏تمکین بود
غیر آن قطب زمان دیده‏ور *** کز ثباتش کوه گردد خیره‏سر
پاى نابینا عصا باشد عصا *** تا نیفتد سر نگون او بر حصا
آن سوارى کاو سپه را شد ظفر *** اهل دین را کیست سلطان بصر
با عصا کوران اگر ره دیده‏اند *** در پناه خلق روشن دیده‏اند
گرنه بینایان بدندى و شهان *** جمله کوران مرده‏اندى در جهان‏
نى ز کوران کشت آید نه درود *** نه عمارت نه تجارتها و سود


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی الیت

الیت . [ اِ ی ُ ] (اِخ ) ابنزر. شاعر ملی انگلیسی (1781-1849م .). رجوع به دائرة المعارف بریتانیکا شود.

معنی الیت

الیت . [ اِ ی ُ ] (اِخ ) توماس ستیرنس . شاعر و ادیب انگلیسی . وی اصلاً آمریکایی بود و در سن لوئی به سال 1888م . بدنیا آمد. او راست : کتاب قتل در کلیسیا که در سال 1948 م . به اخذ جایزه ٔ نوبل نایل

معنی الیة

الیة. [ اِل ْ ی َ ] (ع اِ) جانب . گویند: جاء من الیة نفسه ؛ یعنی خودش آمدبی آنکه وادارش کنند. (از متن اللغة). در حدیث آمده : لایقام الرجل من مجلسه حتی یقوم من الیة نفسه ؛ ای من قبل نفسه من غیر أن یزع

معنی الیپی

الیپی . [اِ ] (اِخ ) نام ولایتی قدیمی بود در سرحد شمالی ایلام که کوهها و دره های شمالی شرقی به دره ٔ فعلی میرسید و از طرف شمال حد آن شاهراه بین بابل و همدان بود. در شمالی الیپی بقایای طوایف گوتی و ک

معنی الیاف

الیاف . [ اَل ْ ] (ع اِ) ج ِ لیف . (دزی ج 2 ذیل لیف ). در فرهنگهای معتبر عربی ، لیف اسم جنس و واحد آن لیفة آمده و جمع آن نیز ذکر نشده است . صاحب اقرب الموارد گوید: لیف پوست درخت خرما و مانند آن از قبی

معنی الیانة

الیانة. [ اَل ْ ن َ ] (ع ص ) بزرگ سرین . (از منتهی الارب ). || میش دنبه آور. (مهذب الاسماء). مؤنث اَلیان . بزرگ دنبه . دنبه آور. ج ، الیانات . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به الیان شود

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: