مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی الکه


معنی الکه

الکه .[ اَ ل ِ ک َ ] (اِخ ) نام یکی از طوایف جنوبی هند. (از تحقیق ماللهند ص 151).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد الکه اینجا را کلیک کنید

هم معنی الکه


ترجمه الکه


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه الکه



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی الکوس

الکوس . [ اَ ] (اِخ )نام پهلوانی تورانی که بدست رستم کشته شد. (شرفنامه ٔ منیری ) (فرهنگ جهانگیری ) (برهان قاطع) (از فرهنگ شاهنامه ٔ شفق ) (از فرهنگ رشیدی ) (آنندراج ) (هفت قلزم )(انجمن آرا). و رجوع به

معنی الکلی

الکلی . [ اَ ک ُ ] (ص نسبی ) منسوب به الکل . || آنکه مشروبهای الکلی بسیار آشامد.

معنی الکلام یجرالکلا...

الکلام یجرالکلام . [ اَ ک َ م ُ ی َ ج ُرْ رُل ْ ک َ ] (ع جمله ٔ اسمیه ) از جملات متداول است ، یعنی سخن ،سخن را میکشاند. متکلم آنگاه که از سخنی بیاد سخن دیگر افتد و بگفتن آن پردازد، این جمله را یاد کند

معنی الکیداماس

الکیداماس . [ اَ ] (اِخ ) السیداماس . خطیب یونان قدیم و شاگرد گرگیاس . وی در 424 ق . م . زنده بوده است . از او تنها دو خطبه در دست است . و رجوع به قاموس الاعلام ترکی ج 1 ص 334 شود.

معنی الکیوس

الکیوس . [ اَ ] (اِخ ) السه . بنابر تاریخ اساطیری یونان قدیم حکمران تیرینت در قرن چهاردهم ق .م . بود. پسرش برسئوس و پدرش آمفیتریون نام داشت . هرکول یا هراکلس قهرمان معروف نواده ٔ او بود. (از قاموس ا

معنی الکلومتر

الکلومتر. [ اَ ک ُ ل ُ م ِ ] (فرانسوی ، اِ) الکل سنج . رجوع به الکل سنج و الکومتر شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<