مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی الکل سفید


معنی الکل سفید

الکل سفید. [ اَ ک ُ ل ِ س ِ ] (ترکیب وصفی ) رجوع به «الکل » و «الکل اتیلیک » شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد الکل سفید اینجا را کلیک کنید

هم معنی الکل سفید


ترجمه الکل سفید


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه الکل سفید



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی الکل استآریک

الکل استآریک .[ اَ ک ُ اِ ت ِ ] (ترکیب وصفی ) از الکلهای عالی اشباع شده است و در نباتات پیدا میشود. رجوع به شیمی مختصر آلی پریمن ص 211 شود.

معنی الکه

الکه .[ اَ ل ِ ک َ ] (اِخ ) نام یکی از طوایف جنوبی هند. (از تحقیق ماللهند ص 151).

معنی الکن

الکن . [ اَ ک َ ] (ع ص ) کندزبان . (دهار) (مصادر زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ) (مجمل اللغة). مؤنث آن لَکناء. (مهذب الاسماء). ج ،لُکن . (المنجد). کندزبان درمانده بسخن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). شکسته

معنی الکل اتیلنیک

الکل اتیلنیک . [ اَ ک ُ اِ ل ِ ] (ترکیب وصفی ) یا «انول » ، از اقسام الکل ، دکتر پریمن در شیمی مختصرآلی (ص 211) آرد: ممکن است الکلهایی شامل ارتباط مضاعف یافته شوند، این الکلها را بصورتهای گوناگون

معنی الکه

الکه . [ اُ ک َ ] (ترکی ، اِ) لفظ ترکی است بمعنی کشور. (از غیاث اللغات ) (آنندراج ). ناحیه . بَلَد. اُلکا. رجوع به الکا شود.

معنی الکن

الکن . [ اُ ک ُ ] (ص ) بخیل و طمعکار و سست . (ناظم الاطباء). آدم خسیس یا جوکی (اشتینگاس ). || شخص مست . مشروب خور. (اشتینگاس ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<