مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی الوش


معنی الوش

الوش . [ اَل ْ وَ ] (اِ) نامی است که در دره ٔ کتول گرگان به درختچه ٔ گوشوارک دهند و درکوه درفک و طوالش این نام را بر «راش » اطلاق کنند.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد الوش اینجا را کلیک کنید

هم معنی الوش

آشوب: اضطراب، اغتشاش، بلوا، بی‌نظمی، تشویش، جنگ، دعوا، شر، شغب، شورش، شوروغوغا، غوغا، فتنه، فساد، مجادله، ناامنی، نزاع، هرج، هرج‌ومرج، هلالوش، هیاهو و آرامش
آشوبگر: 1 آشوب‌طلب، اخلالگر، بلواطلب، شورشگر، فتنه‌جو، مخل، 2 مفتن، مفسده‌جو، هلالوش‌جو 3 دلبر، دلفریب، فتان، فتنه‌انگیز و آشتی‌طلب، سازشگر، مصلح
هلالوش: آشوب، غوغا، فتنه
هلالوش‌جو: آشوبگر، غوغاطلب، ماجراجو، ماجراطلب


ترجمه الوش


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه الوش



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی الوف اول

الوف اول . [ اُ ل ُ ف ِ اَوْ وَ ] (اِخ ) یا الاف تریگوزن . پادشاه نروژ متوفی به سال 1000 م .

معنی الوسی

الوسی . [ اُ ] (اِخ ) محمدبن حصن بن خالدبن سعیدبن قیس بغدادی الوسی طرطوسی مکنی به ابوعبداﷲ. از نصربن علی جهضمی و دیگران روایت کند و ابوالقاسم بن ابی عقب دمشقی و دیگران از وی روایت دارند. رجوع به اللبا

معنی الوف

الوف . [ اَ ] (ع ص ) بسیار الفت گیرنده . ج ، اُلُف . (آنندراج ) (از اقرب الموارد). خوگر. زودجوش . زودانس . کثیرالالفة : خیره خلق الوف تو بی جرم بچه معنی ز من شده ست نفور؟ مسعودسعد.

معنی الوف

الوف . [ ] (اِخ ) ندره نکولا. او راست : ضحایا البشریة که مجموعه ٔ مقالاتی است . (از معجم المطبوعات ج 1 ستون 465).

معنی الوسجرد

الوسجرد. [ اَ ج ِ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان ساوه ، در هفتادهزارگزی جنوب ساوه . در دامنه ٔ کوه واقع است . هوای آن معتدل و سکنه ٔ آن 1064 تن شیعه اند که بفارسی سخن میگویند. آب آ

معنی الوش

الوش . [ ] (اِخ ) بمعنی گروه مردم یا محل حیوانات درنده و آن محلی بود که بنی اسرائیل هنگام رفتن به سینا به آنجا وارد شدند. (از قاموس کتاب مقدس ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: