مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی الورم


معنی الورم

الورم . [ ] (اِخ ) از رستاق ساوه طسوج فیستین . (تاریخ قم ص 114).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد الورم اینجا را کلیک کنید

هم معنی الورم


ترجمه الورم


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه الورم



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی الوس بوقا

الوس بوقا. [اُ ] (اِخ ) از امرای لشکر دواخان پادشاه الوس جغتای که از وی گریخت و نزد تیمور قاآن آمد و بجنگ با دواخان برخاست . رجوع به حبیب السیر چ خیام ج 3 ص 88 شود.

معنی الوسخونس

الوسخونس . [ اُ ن ُ ] (اِ) قسمی نی (قصب ). (یادداشت مؤلف ).

معنی الوچه

الوچه . [ اَ چ َ / چ ِ ] (اِمصغر) آلوچه . رجوع به آلوچه شود.

معنی الوس

الوس . [ اُ ] (ترکی - مغولی ، اِ) باواو غیرملفوظ در ترکی قوم را گویند. (غیاث اللغات ).مخفف اولوس است . (از آنندراج ). قبیله و جماعت : از راه ولی العهدی و قائم مقامی پدر وارث تخت و پادشاهی و الوس و لشک

معنی الوسبرگ

الوسبرگ . [ اَل ْوْس ْ ب ُ ] (اِخ ) رجوع به الفسبرگ شود.

معنی الوزاگا

الوزاگا. [ اُ ل ُ ] (اِخ ) سالوستیانو. سیاستمدار اسپانیایی (1805-1873 م .). وی بسبب عقیده ٔ لیبرالیسم (آزادیخواهی ) محکوم بمرگ شد (1823 م .) ولی بفرانسه پناهنده گردید. مدتی سفارت اسپانیا در فرانسه ر

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<