مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی النگ


معنی النگ

النگ . [ اُ ل َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کوهسارات بخش مینودشت شهرستان گرگان ، در 39 هزارگزی جنوب مینودشت . کوهستانی و سردسیر است . سکنه ٔ آن 75 تن شیعه اند که بفارسی و ترکی سخن میگویند. آب آن از چشمه سار تأمین میشود و محصول آن غلات ، ارزن ، لبنیات و ابریشم و شغل مردم زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان بافتن پارچه ٔ ابریشمی و شال است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد النگ اینجا را کلیک کنید

هم معنی النگ

ترنج : 1 بالنگ 2 طرح‌چهارگوشه، طرح گل‌وبوته‌دار، طرح اسلیمی(قالی و )
خیار : صفت 1 خیارزه، بالنگ 2 اختیار 3 صاحب اختیار، مخیر 4 برگزیده، منتخب
دستبند: 1 بخو 2 النگو، دستیاره
دستیاره: النگو، دست‌برنجن، دستبند، دستینه
النگو: دست‌برنجن، دستبند، دستیاره


ترجمه النگ

النگو: bangle
النگو: bracelet
شالنگی: ropemaker


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه النگ


این رئیس زفت باشد که بمرد *** این چنین مجمع نباشد کار خرد
نام او و القاب او شرحم دهید *** که غریبم من شما اهل دهید
چیست نام و پیشه و اوصاف او *** تا بگویم مرثیه ز الطاف او
مرثیه سازم که مرد شاعرم *** تا از اینجا برگ و لالنگى برم‏
آن یکى گفتش که هى دیوانه‏اى *** تو نه‏اى شیعه عدوى خانه‏اى‏
روز عاشورا نمى‏دانى که هست *** ماتم جانى که از قرنى به است‏
پیش مومن کى بود این غصه خوار *** قدر عشق گوش عشق گوشوار
پیش مومن ماتم آن پاک روح *** شهره‏تر باشد ز صد طوفان نوح‏
نکته گفتن آن شاعر جهت طعن شیعه‏ى حلب‏ ***
گفت آرى لیک کو دور یزید *** کى بده‏ست این غم چه دیر اینجا رسید


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی النگ دراز

النگ دراز. [ اُ ل َ گ ِ دِ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان سربنان بخش زرند شهرستان کرمان ، در 25 هزارگزی شمال زرند و 13 هزارگزی خاور راه فرعی زرند به راور. سکنه ٔ آن 12 تن است . (از فرهنگ جغرافیایی ای

معنی النگ

النگ . [ اَ / اُ ل َ ] (اِخ ) در تاریخ حبیب السیر اسمهایی بدین صورت آمده است : النگ خرقان ، النگ بسطام ، آق النگ همدان ، النگ آقا، النگ سهند، النگ شاه نشین ، النگ باباخاکی ، النگ جوزی ، النگ بیکی ، ال

معنی النگ دولنگ

النگ دولنگ . [ اَ ل َ دُ ل َ ] (اِ مرکب ، از اتباع ) رجوع به «آلنگ و دولنگ » و «النگ و دولنگ » شود.

معنی النز

النز. [ ] (اِخ ) کوهی است در شمال قزوین که بکوههای دیگر این دیار پیوسته است . مستوفی در نزهةالقلوب آرد:کوه النز، عوام گویند که اصل نامش اعلی نز است و بکثرت استعمال النز شد و این سخن بی بنیاد است و الن

معنی النزاک

النزاک . [ اُ ل ُ ] (اِخ ) مرکز ایالت هرو (واقع در کشور فرانسه ). سکنه ٔ آن 2000 تن است .

معنی النصف

النصف . [ ] (اِخ ) از دیههای کوزدر. (تاریخ قم ص 141).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: