مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی النگ دراز


معنی النگ دراز

النگ دراز. [ اُ ل َ گ ِ دِ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان سربنان بخش زرند شهرستان کرمان ، در 25 هزارگزی شمال زرند و 13 هزارگزی خاور راه فرعی زرند به راور. سکنه ٔ آن 12 تن است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد النگ دراز اینجا را کلیک کنید

هم معنی النگ دراز


ترجمه النگ دراز


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه النگ دراز



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی النگه

النگه . [ اَ ل َ گ َ ] (اِخ ) یا النگه ٔ رودبار. ناحیتی در مغرب لواسان . ارنگه . ناظم الاطباء گوید: النگه نام دهی است در کوهستان شمالی ری . رجوع به ارنگه شود.

معنی النکه

النکه . [ اَ ل َ ک َ/ ک ِ ] (اِ) شعله ٔ آتش . (ناظم الاطباء). در فرهنگها النگه بکاف فارسی ضبط شده است . رجوع به النگه شود.

معنی النگ علی بیگ

النگ علی بیگ . [ اُ ل َ گ ِ ع َ ب ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان پساکوه بخش کلات شهرستان دره گز در 102 هزارگزی شمال باختری کلات . دره و معتدل است . سکنه ٔ آن 33 تن شیعه ٔ فارسی زبانند. آب آن از چشمه و م

معنی النگ

النگ . [ اُ ل َ ] (ترکی ، اِ) بزبان ترکی بمعنی سبزه زار.(غیاث اللغات ) (برهان قاطع) (هفت قلزم ). چمن و سبزه زار. لغت ترکی است . (انجمن آرا). مرغزار و چمن و سبزه زار. (آنندراج ). مرتع. و رجوع به ماده ٔ

معنی النگ فریزمرغ

النگ فریزمرغ . [ اُ ل َ گ ِ ف َ م ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان نهارجانات بخش حومه ٔ شهرستان بیرجند در 39 هزارگزی جنوب خاوری بیرجند. کوهستانی و معتدل است .سکنه ٔ آن 52 تن شیعه ٔ فارسی زبانند. آب آن از

معنی النگ ساری خان

النگ ساری خان . [ اُ ل َ گ ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان پساکوه بخش کلات شهرستان دره گز در 70 هزارگزی جنوب خاوری کلات .دره و معتدل است . سکنه ٔ آن 78 تن شیعه اند که بفارسی سخن میگویند. آب آن از چشمه تا

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: