مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی اللت


معنی اللت

اللت . [ اَل ْ ل َ ] (ع اِ موصول ) صورتی از اَلَّتی . رجوع به اَلَّتی و اقرب الموارد ذیل «لتی » شود.

معنی اللت- ترجمه اللت برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد اللت اینجا را کلیک کنید

هم معنی اللت


ترجمه اللت

معاللتسلف: regretfully


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه اللت


سیر گشته از ده و از روستا *** وز شکر ریز چنان نااوستا
رسیدن خواجه و قومش به ده و نادیده و ناشناخته آوردن روستایى ایشان را ***
بعد ماهى چون رسیدند آن طرف *** بى‏نوا ایشان ستوران بى‏علف‏
روستایى بین که از بد نیتى *** مى‏کند بعد اللتیا و التی‏
روى پنهان مى‏کند ز ایشان به روز *** تا سوى باغش بنگشایند پوز
آن چنان رو که همه زرق و شر است *** از مسلمانان نهان اولیتر است‏
رویها باشد که دیوان چون مگس *** بر سرش بنشسته باشد چون حرس‏
چون ببینى روى او در توفتند *** یا مبین آن رو چو دیدى خوش مخند
در چنان روى خبیث عاصیه *** گفت یزدان نسفعا بالناصیه‏
چون بپرسیدند و خانه‏ش یافتند *** همچو خویشان سوى در بشتافتند


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی اللتا

اللتا. [ اَل ْ ل َ ] (ع اِ موصول ) تثنیه ٔ اَلَّتی . رجوع به اللتان و اقرب الموارد ذیل «لتی » شود.

معنی اللذان

اللذان . [ اَل ْ ل َ ن ِ / اَل ْ ل َ ذان ْ ن ِ ] (ع اِ موصول ) آن دو مذکر که . (ترجمان علامه ٔ تهذیب عادل ). تثنیه ٔ الذی در حالت رفع. آن دو مرد که . (از اقرب الموارد). آن دو که . دو چیزی که . رجوع به

معنی اللاکلنگ

اللاکلنگ . [ اَ ک ُ ل َ ] (اِ مرکب ) آلاکلنگ . رجوع به آلاکلنگ شود.

معنی اللذیا

اللذیا. [ اَل ْ ل َ ذَی ْ یا ] (ع اِ موصول ) مصغر اَلَّذی . (از اقرب الموارد). رجوع به الذی شود.

معنی الله

الله . [ اُ ل َ ل َ ] (اِخ ) نام موضعی است . (یادداشت مؤلف ).

معنی اللان

اللان . [ اَ ] (اِخ ) یاقوت گوید: اللان کشوری بزرگ با مردمان بسیار و متصل به «دربند» در جبال «قبق » است . شهری بزرگ و مشهور ندارد. مردم آن گروهی مسلمان و بیشتر نصاری اند. این کشوربه صورت ملوک الطوایفی

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: