مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی التزامی


معنی التزامی

التزامی . [ اِ ت ِ] (ص نسبی ) منسوب به التزام . رجوع به التزام شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد التزامی اینجا را کلیک کنید

هم معنی التزامی


ترجمه التزامی

التزامی: potential
وجه التزامی: potential mood
سپرده التزامی: recognizance


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه التزامی



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی التزام کردن

التزام کردن . [ اِ ت ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) متعهد شدن . بر عهده گرفتن . بر خود لازم دانستن : من که این تاریخ را پیش گرفته ام التزام بکرده ام تا آنچه نویسم یا از معاینه ٔ من است یا از سماع درست از مردی

معنی التطام

التطام . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) بر یکدیگر دررفتن موج دریا. (تاج المصادر بیهقی ). برهم زدن موج . (منتهی الارب ). بیکدیگر زدن موجها. (مؤید الفضلاء).

معنی التفات داشتن

التفات داشتن . [ اِ ت ِ ت َ ] (مص مرکب ) توجه داشتن . متوجه بودن . پروا کردن . نگریستن : التفات از همه عالم بتو دارد سعدی همتی کان بتو مصروف بود قاصر نیست . سعدی . و رجوع به التفات کردن شود.

معنی التطاط

التطاط. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) پوشیدن چیزی را. || آلوده شدن بمشک . || پوشیده شدن زن . (منتهی الارب ).

معنی التصاص

التصاص . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) برچسبیدن . (منتهی الارب ).

معنی التغاد

التغاد. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) بازداشتن کسی را از خواسته ٔ وی . || دست کسی را گرفتن . (منتهی الارب ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: