مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی التزاق


معنی التزاق

التزاق . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) چسبیدن .(منتهی الارب ). پیوسته شدن بچیزی . (تاج المصادر بیهقی ). بچیزی چسبیدن . (غیاث اللغات ). بچیزی وادوسیدن .

معنی التزاق- ترجمه التزاق برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد التزاق اینجا را کلیک کنید

هم معنی التزاق


ترجمه التزاق


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه التزاق



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی التطاع

التطاع . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) لیسیدن . || خوردن همه ٔ آب حوض و خنور را. (منتهی الارب ). جمله آب که در حوض و اناء باشد خوردن . (از تاج المصادر بیهقی ).

معنی التصاق

التصاق . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) برچسبیدن . (منتهی الارب ). پیوسته شدن بچیزی . (تاج المصادر بیهقی ). بچیزی وادوسیدن . (مصادر زوزنی ). التزاق . التساق . رجوع به التساق شود. || (اِ) بیمارییست چشم را و آن دوس

معنی التصاص

التصاص . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) برچسبیدن . (منتهی الارب ).

معنی التخاخ

التخاخ . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) درهم و آمیخته شدن کار. (منتهی الارب ). شوریده شدن کار. (تاج المصادر بیهقی ) (مصادر زوزنی ). || درهم پیچیدن گیاه . (منتهی الارب ). بهم درشدن گیاه . (تاج المصادر بیهقی ).

معنی التزامی

التزامی . [ اِ ت ِ] (ص نسبی ) منسوب به التزام . رجوع به التزام شود.

معنی التساق

التساق . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) برچسبیدن . (منتهی الارب ). به چیزی وادوسیدن . (مصادر زوزنی ). پیوسته شدن بچیزی . (تاج المصادر بیهقی ). به چیزی چسبیدن . (غیاث اللغات ). التزاق . التصاق . چفسیدن . رجوع به ا

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: