مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی الباب


معنی الباب

الباب . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ لُب ّ. (منتهی الارب ) (دهار) (ترجمان علامه ٔ جرجانی ) : زو دیو گریزنده و او داعی انصاف زو حکمت نازنده و او منهی الباب . خاقانی . || ج ِ لَبَب . (منتهی الارب ).

معنی الباب- ترجمه الباب برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد الباب اینجا را کلیک کنید

هم معنی الباب


ترجمه الباب

اولوالالباب: the intelligents
الباب: intellects
دق الباب: knocking
صدای دق الباب: rap


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه الباب


حرف درویشان بدزدد مرد دون *** تا بخواند بر سلیمى ز ان فسون‏
کار مردان روشنى و گرمى است *** کار دونان حیله و بى‏شرمى است‏
شیر پشمین از براى کد کنند *** بو مسیلم را لقب احمد کنند
بو مسیلم را لقب کذاب ماند *** مر محمد را اولو الالباب ماند
آن شراب حق ختامش مشک ناب *** باده را ختمش بود گند و عذاب‏
داستان آن پادشاه جهود که نصرانیان را مى‏کشت از بهر تعصب‏ ***
بود شاهى در جهودان ظلم ساز *** دشمن عیسى و نصرانى گداز
عهد عیسى بود و نوبت آن او *** جان موسى او و موسى جان او
شاه احول کرد در راه خدا *** آن دو دمساز خدایى را جدا
گفت استاد احولى را کاندر آ *** رو برون آر از وثاق آن شیشه را


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی الباس

الباس . [ اِ ] (ع مص ) فروپوشانیدن . (منتهی الارب ). پوشانیدن . (تاج المصادر بیهقی ).

معنی الباقی لدی التل...

الباقی لدی التلاقی . [ اَ قی ل َ دَت ْ ت َ ] (ع جمله ٔ اسمیه ) آنچه مانده است هنگام دیدار (بجا آید یا پرداخت گردد). این جمله را غالباً پس از مذاکره ٔ پایان نیافته گویند.

معنی البا

البا. [ اُ] (اِ) قلیه ٔ پوتی را گویند و آن دل و جگر قیمه کشیده در روغن بریان کرده باشد و حسرةالملوک همانست . (برهان ). طعامی است ترکان را. (انجمن آرا) : رویت چو یکی کاسه ٔ اکرا شده واژنگ وز کاج قفا

معنی الباک

الباک . [ اِ ] (ع مص ) خطا کردن در گفتار. || فحش گفتن . (منتهی الارب ).

معنی الباء

الباء. [ اِ ] (ع مص ) فله خوراندن قوم را. و گویند البأت الجدی ؛ یعنی فله خورانیدم بزغاله را. (منتهی الارب ). فله دادن گوسفند بچه را. (تاج المصادر بیهقی ). || جوشانیدن فله را. (منتهی الارب ). || شیر ن

معنی الب تکین

الب تکین . [ اَ ت َ ] (اِخ ) رجوع به آلب تکین شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: