مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی اقمن


معنی اقمن

اقمن . [ اَ م َ ] (ع ن تف ) نعت تفضیلی است از قمین . سزاوارتر. احق . احری . اجدر. اولی .

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد اقمن اینجا را کلیک کنید

هم معنی اقمن


ترجمه اقمن

علاقمند بودن: care
علاقمند: interested
علاقمند: fond
علاقمند: attached
علاقمند بموسیقی: audiophile


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه اقمن

سخن لائوتزو: مورد علاقه بودن قدرت می آورد و علاقمند شدن، جسارت.


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی اقمطرار

اقمطرار. [ اِ م ِ ] (ع مص ) سخت شدن روز. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || گرد آوردن کژدم خود را و تابیدن دم را. || سخت ناخوش شدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).

معنی اقناءة

اقناءة. [ اَ ءَ ] (ع اِ) جانب دیوار که سایه بوی بازگردد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

معنی اقناب

اقناب . [ اِ ] (ع مص ) بچهل رسیدن عدد اسبان . (منتهی الارب ). صاحب مقنب شدن قوم . || پنهان شدن از بیم غریم یا از ترس سلطان . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).

معنی اقمد

اقمد. [ اَ م َ ] (ع ص ) مرد سطبرگردن . (منتهی الارب ). ستبرگردن . (ناظم الاطباء).

معنی اقناع

اقناع . [ اِ ] (ع مص ) سر و چشم برابر چیزی داشتن . (ترجمان القرآن ). برداشتن سر را و بجانبی التفات نکردن و نگاه را مقابل داشتن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). || بزمین هموار میان دو پشته ش

معنی اقمعطاط

اقمعطاط. [ اِ م ِ ] (ع مص ) بزرگ و فربه شدن زیر شکم و لاغر و باریک گردیدن پایین آن یا شکن افتادن در شکم و درآمدن بعضی آن در بعضی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<