مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی افگنده سم


معنی افگنده سم

افگنده سم . [ اَ گ َ دَ / دِ س ُ ] (ص مرکب ) عاجز و از حرکت بازمانده . (غیاث اللغات ). افکنده سم . رجوع به این کلمه شود.

معنی افگنده سم- ترجمه افگنده سم برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد افگنده سم اینجا را کلیک کنید

هم معنی افگنده سم


ترجمه افگنده سم


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه افگنده سم



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی افلاس

افلاس . [ اِ ] (ع مص ) بی چیز شدن ، گویی درمهای او پشیز گشته یا بجایی رسیدن که گویند فلسی ندارد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). بی چیز شدن یعنی بجایی رسیدن که گویند فلسی ندارد. بدانکه در این لفظ خاصیت

معنی افلاذ

افلاذ. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ فِلْذ، بمعنی جگرشتر. (آنندراج ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || ج ِ فِلْذة، بمعنی پاره ای از جگر و گوشت و مال از سیم و زر. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء): و پسران

معنی افلاج

افلاج . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ فَلَج ، بمعنی جوی خرد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). و رجوع به فلج شود.

معنی افگانه کردن

افگانه کردن . [ اَ ن َ / ن ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) سقط کردن جنین را، چنانکه : زن کودک افگانه کرد. (یادداشت مؤلف ) : مادر ایام اگرچه از فنا آبستن است چرخ بهر عمر او افگانه کرده ست از فنا. سنایی . ما

معنی افگن

افگن . [ اَ گ َ ] (نف مرخم ) اندازنده . افگننده . (یادداشت مؤلف ). بیخ افگن ، تاب افگن ، سنگ افگن ، شیرافگن ، کوه افگن ، بساطافگن ، بارافگن ، پرتوافگن ، پس افگن ، پلنگ افگن ، پیل افگن ، خصم افگن ، دس

معنی افلاء

افلاء. [ اِ ] (ع مص ) از شیر باز کردن . || بدشت شدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). درآمدن در دشت . (از منتهی الارب )(آنندراج ) (ناظم الاطباء). || هنگام فطام رسیدن کره . (منتهی الارب ) (آن

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: