مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی افط


معنی افط

افط. [ اَ ف َطط ] (ع ص ) پهن بینی . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). پست استخوان بینی و پهن بینی . (اقرب الموارد).

معنی افط- ترجمه افط برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد افط اینجا را کلیک کنید

هم معنی افط

مفطر : اسم 1 افطارکننده 2 روزه‌خورنده 3 مبطل روزه


ترجمه افط

افطار کردن: break the fast
افطار: breakfast
افطاری: dinner


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه افط

سخن حضرت محمد (ص): ‌كسی كه دائماً روزه باشد، روزه و افطار او صحیح نیست (زیرا اسلام دین سختی و فشار نیست و كسی كه بخواهد همیشه روزه بگیرد، به خودش ضرر می‌زند و حقّ خانواده‌ی خود را نیز ضایع می‌كند.)
سخن امام علی (ع): بسا روزه‌داری كه از روزه گرفتنش جز تشنگی و گرسنگی سودی نبرد و بسا قیام كننده در شب كه از قیامش جز شب بیداری و مشقت بهره‌ای نبرد. چه خوب است خوابِ هشیاران و افطارشان.
سخن حضرت محمد (ص): ‌كسی كه دائماً روزه باشد، روزه و افطار او صحیح نیست (زیرا اسلام دین سختی و فشار نیست و كسی كه بخواهد همیشه روزه بگیرد، به خودش ضرر می‌زند و حقّ خانواده‌ی خود را نیز ضایع می‌كند.)
سخن حضرت محمد (ص): همانا خداوند بزرگ می‌فرماید: حقیقتاً ‌روزه برای من است و من (نیز خود)‌ پاداش آن را می‌دهم و روزه‌دار،‌ دو (‌بار)‌ خوشحال می‌شود: (یكی) ‌زمانی كه افطار می‌كند و (‌دیگری)‌ زمانی كه خداوند را ملاقات كرده و به او پاداش می‌دهد.
سخن حضرت محمد (ص): ‌كسی كه دائماً روزه باشد، روزه و افطار او صحیح نیست (زیرا اسلام دین سختی و فشار نیست و كسی كه بخواهد همیشه روزه بگیرد، به خودش ضرر می‌زند و حقّ خانواده‌ی خود را نیز ضایع می‌كند.)


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی افطسوس

افطسوس . [ ] (اِخ ) پسر سوریس از ملوک روم بود ومدت سلطنت اوهفت سال . رجوع به مجمل التواریخ والقصص ص 133 شود.

معنی افضل تر

افضل تر. [ اَ ض َ ت َ ] (ص تفضیلی ) فاضل تر. بافضل تر. افزون تر در علم و حسب . (ناظم الاطباء). از صفت تفضیلی عربی + تر علامت تفضیلی در فارسی که از فصاحت بدور است .

معنی افطام

افطام . [ اِ ] (ع مص ) رسیدن بچه بوقت بازکردن از شیر.(آنندراج ). هنگام بازداشتن کودک از شیر رسیدن . (ناظم الاطباء). رسیدن بچه وقت بازشدن از شیر. (منتهی الارب ). || بریدن ریسمان را. (ناظم الاطباء).

معنی افطاء

افطاء. [ اِ ] (ع مص ) طعام خورانیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). اطعام کردن . (از اقرب الموارد). || بسیار جماع کردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || دشوارخوی گردیدن بعد نیکویی . (منتهی الارب )

معنی افطار

افطار. [ اِ ] (ع مص ) روزه گشادن و روزه گشایانیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). روزه شکستن و روزه گشادن . و با لفظ کردن مستعمل است . (آنندراج ) (غیاث اللغات ). روزه گشادن . (المصادر). روزه بگشادن .

معنی افطس

افطس . [ اَ طَ ] (اِخ ) (بنی ...) نام سلسله ای از حکمرانان قسمتی از اندلس است . این سلسله بدست ابن افطس که از نژاد بربرها بود در اوائل قرن پنجم تأسیس یافت و تا تاریخ 483 هَ. ق . حکومت کردند. رجوع به

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: