مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی افطام


معنی افطام

افطام . [ اِ ] (ع مص ) رسیدن بچه بوقت بازکردن از شیر.(آنندراج ). هنگام بازداشتن کودک از شیر رسیدن . (ناظم الاطباء). رسیدن بچه وقت بازشدن از شیر. (منتهی الارب ). || بریدن ریسمان را. (ناظم الاطباء).

معنی افطام- ترجمه افطام برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد افطام اینجا را کلیک کنید

هم معنی افطام


ترجمه افطام


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه افطام



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی افطس

افطس . [ اَ طَ ] (اِخ ) علی . از علویانی که در زمان مأمون عباسی در بصره خروج کرد. رجوع شود به تاریخ گزیده ص 312.

معنی افطن

افطن . [ اَ طَ ] (ع ن تف ) فطن تر. زیرک تر. (یادداشت مؤلف ).

معنی افطس

افطس . [ اَطَ ] (ع ص ) پهن بینی و پست استخوان بینی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). نای بینی فرونشسته . (مهذب الاسماء) (تاج المصادر بیهقی ). پهن بینی . (المصادر زوزنی ) (دستور). تأنیث آن ف

معنی افطیقوس

افطیقوس . [ ] (معرب ، اِ) در لغت یونان بمعنی ثابت و آن حمای دقیقه است . (بحر الجواهر).

معنی افطاریه

افطاریه . [ اِ ری ی َ / ی ِ ] (از ع ، اِ) عطیه ٔ پادشاهی در ایام رمضان به بعض فقها و طلاب و غیره . افطارانه . (یادداشت مؤلف ). و رجوع به افطارانه شود.

معنی افعابن

افعابن . [ ] (اِ) بیونانی سداب است .

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: