مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی افضلین


معنی افضلین

افضلین . [ اَ ض َ ] (ع ص ، اِ) ج ِ افضل در حالت نصبی و جری . رجوع به افضل شود.

معنی افضلین- ترجمه افضلین برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد افضلین اینجا را کلیک کنید

هم معنی افضلین


ترجمه افضلین


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه افضلین



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی افط

افط. [ اَ ف َطط ] (ع ص ) پهن بینی . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). پست استخوان بینی و پهن بینی . (اقرب الموارد).

معنی افطام

افطام . [ اِ ] (ع مص ) رسیدن بچه بوقت بازکردن از شیر.(آنندراج ). هنگام بازداشتن کودک از شیر رسیدن . (ناظم الاطباء). رسیدن بچه وقت بازشدن از شیر. (منتهی الارب ). || بریدن ریسمان را. (ناظم الاطباء).

معنی افطس

افطس . [ اَ طَ ] (اِخ ) علی . از علویانی که در زمان مأمون عباسی در بصره خروج کرد. رجوع شود به تاریخ گزیده ص 312.

معنی افطح

افطح . [ اَ طَ ] (اِخ ) عبداﷲبن امام جعفرصادق (ع ) ملقب به افطح الرجلین . و فرقه ٔ افطحیه یا فطحیه پس از امام صادق (ع ) او را به امامت برگزیدند. (از خاندان نوبختی ص 52 و 260).

معنی افطحی

افطحی . [ اَ طَ ] (اِخ ) منسوب به افطح است و آن لقب جمعی از غلاة شیعه است . (از انساب سمعانی ): فرقتی ضعیف به امامت عبداﷲ افطح بگفتند که ایشان را افطحی خوانند. (جهانگشای جوینی ).

معنی افطس

افطس . [ اَطَ ] (ع ص ) پهن بینی و پست استخوان بینی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). نای بینی فرونشسته . (مهذب الاسماء) (تاج المصادر بیهقی ). پهن بینی . (المصادر زوزنی ) (دستور). تأنیث آن ف

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter