مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی اغباش


معنی اغباش

اغباش . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ غَبَش ، بقیه ٔ شب یا تاریکی آخر شب . (آنندراج ) (منتهی الارب ).

معنی اغباش- ترجمه اغباش برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد اغباش اینجا را کلیک کنید

هم معنی اغباش


ترجمه اغباش


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه اغباش



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی اغباب

اغباب . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ غُب ، بمعنی زمین پست و ایستادن گاه آب . (آنندراج ). ج ِ غُب ، بمعنی رونده ٔ از دریا چندان که در دشت دور درآید و زمین پست و ایستادن گاه آب .(منتهی الارب ). ج ِ غب ، یعنی آنکه

معنی اغبیساس

اغبیساس . [ اِ ] (ع مص ) تاریک گشتن و تیره گون شدن . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). تاریک شدن شب . (از اقرب الموارد).

معنی اغباط

اغباط. [ اِ ] (ع مص ) همیشه پالان بر پشت شتر داشتن .(منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). پیوسته بار بر پشت ستور داشتن و آن را پائین نگذاشتن : اغبط فلان الرجل علی ظهر الدابة؛ ادامه علیها و لم یحطه عنها. (از

معنی اغانی سرای

اغانی سرای . [ اَ س ُ ] (نف مرکب ) سرودگوی . خوش خوان . (آنندراج ).

معنی اغتتام

اغتتام . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) تخمه زده گردیدن : اغتتم الرجل اغتتاما؛ تخمه زده گردید آن مرد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). بسیار خوردن چندانکه ازپری شکم رنج برد: اغتتم الرجل ؛ اکثر من الاکل ح

معنی اغباس

اغباس . [ اِ ] (ع مص ) تاریک شدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). تیره شدن شب : اغبس اللیل ؛ اظلم . (از اقرب الموارد). || تیره رنگ گردیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). خاکستری رنگ شدن :اغبس الشی ٔ؛

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: