مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی اعیاء


معنی اعیاء

اعیاء. [ اَ ] (ع ص ، اِ) ج ِ عَیی ّ، بمعنی درمانده در کار و سخن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ج ِ عَیایاء. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

معنی اعیاء- ترجمه اعیاء برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد اعیاء اینجا را کلیک کنید

هم معنی اعیاء


ترجمه اعیاء


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه اعیاء



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی اعیار

اعیار. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ عَیر، خر وحشی باشد یا اهلی که اکثر به گورخر استعمال نمایند. (منتهی الارب ) (آنندراج ). ج ِ عَیر، خر هرچه باشد اهلی و یا وحشی و بیشتر در وحشی بکار رود. (از اقرب الموارد). عِیار

معنی اعیان

اعیان . [ اَ ] (اِخ ) نام موضعی است که ذکر آن در بیت زیر از گفته های عتیبةبن الحارث بن شهاب یربوعی آمده است : تروحنا من الاعیان عصراً فاعجلنا الالاهةأن تؤوبا. این بیت را بدین صورت ابوالحسن عمرانی آو

معنی اعیان دولت

اعیان دولت . [ اَ ن ِ دَ / دُو ل َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) اراکین سلطنت و وزراء و امرای ریاست . (آنندراج ). وزرای دولت . (ناظم الاطباء). بزرگان و اشراف حکومت .

معنی اعوص

اعوص . [ اَ وَ ] (ع اِ) بیت که معنی آن دشوار باشد. عوص . (منتهی الارب ). چیزی که معنیش دشوار باشد. (ناظم الاطباء). آنچه غامض باشد که واقف بر آن نتوان شد. (از اقرب الموارد).

معنی اعوص

اعوص . [ اَ وَ ] (اِخ ) جائی است نزدیک مدینه . (منتهی الارب ) (آنندراج ). موضعی است نزدیک به مدینه . (از اقرب الموارد). جائی است بنزدیک مدینه که در چند میلی آن قرار دارد. اسحاق گوید: خرج الناس یوم احد

معنی اعوض

اعوض . [ اَ وَ ] (اِخ ) وادیی است به دیار باهله . (منتهی الارب ) (آنندراج ). وادیی است در دیار باهله از آن بنی حصن . (معجم البلدان ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter