مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی اعوض


معنی اعوض

اعوض . [ اَ وَ ] (اِخ ) وادیی است به دیار باهله . (منتهی الارب ) (آنندراج ). وادیی است در دیار باهله از آن بنی حصن . (معجم البلدان ).

معنی اعوض- ترجمه اعوض برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد اعوض اینجا را کلیک کنید

هم معنی اعوض

بی‌مزد : بلاعوض، رایگان، مجانی، مفتی و مزدی
رایگان: بادآورد، بلاعوض، مجانی، مفت، مفتکی
مجانی : 1 رایگان، مجان، مفت 2 بلاعوض 3
بلاعوض : صفت بی‌مزد، رایگان، مجانی، مفتی و غیررایگان


ترجمه اعوض

بلاعوض: free


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه اعوض



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی اعیاص

اعیاص . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ عیص ، درخت انبوه بهم پیچیده . (آنندراج ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ج ِ عیص ، درخت بهم پیچیده ٔ انبوه . (از اقرب الموارد). عیصان . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).

معنی اعوس

اعوس . [ اَ وَ ] (ع ص ) آنکه وقت خنده و جز آن ، کنج دهنش برآید. (منتهی الارب ) (از آنندراج ). آنکه در وقت خنده و جز آن ، کنج دهنش برآید. (ناظم الاطباء). آنکه دارای عَوَس باشد. (از اقرب الموارد). || زد

معنی اعیاس

اعیاس . [ اِ ] (ع مص ) خشک گردیدن کشت . (ناظم الاطباء). تر نبودن در کشت : اعیس الزرع اعیاسا؛ لم یکن فیه رطب . (از اقرب الموارد).

معنی اعویرار

اعویرار. [ اِ ] (ع مص ) یک چشم شدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). نابینا شدن یک چشم . (از اقرب الموارد). اعورار. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به اعورار شود.

معنی اعوص

اعوص . [ اَ وَ ] (ع اِ) بیت که معنی آن دشوار باشد. عوص . (منتهی الارب ). چیزی که معنیش دشوار باشد. (ناظم الاطباء). آنچه غامض باشد که واقف بر آن نتوان شد. (از اقرب الموارد).

معنی اعیان

اعیان . [ اِ ] (ع مص ) بچشمه رسیدن درکندن چاه . (تاج المصادر بیهقی ). سوراخ کردن چشمه ٔ آب را، و نقب زدن در قنات . (ناظم الاطباء). حفر کردن تا بچشمه رسیدن : حفرت حتی اعینت ؛ ای بلغت العیون . مااعینه ؛

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter