مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی اعور شنی


معنی اعور شنی

اعور شنی . [ اَع ْ وَ رِ ش َن ْ نی ] (اِخ ) وی از قبیله ٔ شن بود. رجوع به البیان و التبیین ج 1 ص 151 و 439 شود.

معنی اعور شنی- ترجمه اعور شنی برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد اعور شنی اینجا را کلیک کنید

هم معنی اعور شنی


ترجمه اعور شنی


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه اعور شنی



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی اعوس

اعوس . [ اَ وَ ] (ع ص ) آنکه وقت خنده و جز آن ، کنج دهنش برآید. (منتهی الارب ) (از آنندراج ). آنکه در وقت خنده و جز آن ، کنج دهنش برآید. (ناظم الاطباء). آنکه دارای عَوَس باشد. (از اقرب الموارد). || زد

معنی اعوذ با

اعوذ با. [ اَ ذُ بِل ْ لاه ] (ع جمله ٔ فعلیه ) پناه میگیرم بخدای . (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ). پناه میبرم بخدای . بخدای می اندخم . (یادداشت بخط مؤلف ).

معنی اعوض

اعوض . [ اَ وَ ] (اِخ ) وادیی است به دیار باهله . (منتهی الارب ) (آنندراج ). وادیی است در دیار باهله از آن بنی حصن . (معجم البلدان ).

معنی اعور

اعور. [ اَع ْ وَ ] (اِخ ) محمدبن عمربن محمدبن علی شیرازی سرخسی مکنی به ابوالفتح ، به این نام شهرت دارد. وی بدست طایفه ٔ غزدر رجب سال 540 هَ . ق . صبراً (یعنی زندانی شدن و سنگ باران کردن تا بمیرد) کشته

معنی اعور

اعور. [ اَع ْ وَ ] (اِخ ) حارث . از صحابه ٔ حضرت علی (ع ) بود. (از لباب الانساب ).

معنی اعورار

اعورار. [ اِع ْ وِ ] (ع مص ) یک چشم شدن . (منتهی الارب ) (مصادر زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ) (ناظم الاطباء). نابینا شدن یک چشم . (از اقرب الموارد). اعویرار. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: