مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی اعورار


معنی اعورار

اعورار. [ اِع ْ وِ ] (ع مص ) یک چشم شدن . (منتهی الارب ) (مصادر زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ) (ناظم الاطباء). نابینا شدن یک چشم . (از اقرب الموارد). اعویرار. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به اعویرار شود.

معنی اعورار- ترجمه اعورار برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد اعورار اینجا را کلیک کنید

هم معنی اعورار


ترجمه اعورار


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه اعورار



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی اعوص

اعوص . [ اَ وَ ] (اِخ ) جائی است نزدیک مدینه . (منتهی الارب ) (آنندراج ). موضعی است نزدیک به مدینه . (از اقرب الموارد). جائی است بنزدیک مدینه که در چند میلی آن قرار دارد. اسحاق گوید: خرج الناس یوم احد

معنی اعور لیثی

اعور لیثی . [ اَع ْ وَ رِ ل َ ] (اِخ ) اعوربن لیثی . از یاران علی بن ابیطالب (ع ) بود که وقتی حضرت علی از جهان رفت وی به معاویه پیوست . (از شرح احوال و آثار رودکی ص 225).

معنی اعور

اعور. [ اَع ْ وَ ] (اِخ ) محمدبن عمربن محمدبن علی شیرازی سرخسی مکنی به ابوالفتح ، به این نام شهرت دارد. وی بدست طایفه ٔ غزدر رجب سال 540 هَ . ق . صبراً (یعنی زندانی شدن و سنگ باران کردن تا بمیرد) کشته

معنی اعوز

اعوز. [ اَ وَ ] (ع ص ) فقیری که هیچ چیزی از خود ندارد. (از اقرب الموارد). فقیر که هیچ ندارد. اعدم . احوج . (فیومی ). رجل اعوز؛ مرد فقیری که دارای هیچ چیز نباشد. (ناظم الاطباء).

معنی اعیاء

اعیاء. [ اَ ] (ع ص ، اِ) ج ِ عَیی ّ، بمعنی درمانده در کار و سخن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ج ِ عَیایاء. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

معنی اعیائی

اعیائی . [ اِ ] (ص نسبی ) یکی از پانزده درد که در عربی نام مخصوص دارند. (یادداشت بخط مؤلف ). شیخ الرئیس در قانون در باب «اوجاع التی لها اسماء» گوید: سبب درد اعیایی یاتعب است که آن درد را اعیاء تعبی گ

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter