مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی اطنابة


معنی اطنابة

اطنابة. [ اِ ب َ ] (اِخ ) نام زنی بود و ابن اطنابه پسر آن زن که شاعر بود. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ). و عمروبن اطنابه پسر آن زن است . (آنندراج ).نام زنی از بنی کنانةبن قیس بن جسربن قضاعة. و عمرو پسر وی شاعر مشهوری بود و نام پدر عمرو زید مناة بود.(از تاج العروس ). و رجوع به بلوغ الارب ج 2 ص 133 شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد اطنابة اینجا را کلیک کنید

هم معنی اطنابة


ترجمه اطنابة


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه اطنابة



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی اطنعش

اطنعش . [ اِ ن َ ع َ ] (ع عدد مرکب ، ص مرکب ، اِ مرکب ) به لهجه ٔ عامیانه ٔ مردم بغدادبر اثنی عشر اطلاق شود. رجوع به نشوءاللغة ص 68 شود.

معنی اطهار

اطهار. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ طُهر، طهارت ، نقیض نجاست . نقیض حیض . (از متن اللغة). ج ِ طهر، پاکی از حیض و جز آن . ایام پاکی زن از حیض . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). روزهای رهائی زن از حیض . (از متن اللغ

معنی اطناء

اطناء. [ اِ ] (ع مص )چون مهموز باشد، میل کردن بسوی منزل و جای باش . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). || رفتن بسوی حوض پس نوشیدن آب . (از منتهی الارب ) (

معنی اطناخ

اطناخ . [ اِ ] (ع مص ) ناگوارد آوردن چیز را. (ناظم الاطباء). بناگوارد آوردن کسی را. (آنندراج ) (منتهی الارب ). به تخمه آوردن . (از اقرب الموارد). اطناخ چربی ؛ به تخمه آوردن کسی را. (از متن اللغة).

معنی اطهار

اطهار. [ اِطْ طِ ] (ع مص ) غسل کردن از حیض . (از متن اللغة). تَطَهﱡر. (متن اللغة). پاک کردن . (از منتهی الارب ) (آنندراج ). || اطهار از گناه ؛ منزه شدن و دست بازداشتن از آن . (از متن اللغة).

معنی اطمیسا

اطمیسا. [ اَ ] (معرب ، اِ) بلغت یونانی نوعی از بوی مادران باشد. گویند گسترانیدن آن در خانه گزندگان موذی را بگریزاند و آن را بعربی قیصوم خوانند. (برهان ) (آنندراج ) (هفت قلزم ). برنجاسف . برنجاسپ .بوی

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: