مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی اضالیل


معنی اضالیل

اضالیل . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ اُضْلولة، بمعنی ضد هدی ̍. (از قطر المحیط). ناراستی : هرچند تواریخ بعضی اقوام که کفار و عبدةالاصنام اند اباطیل خیالات و اضالیل حکایات نامعقول ایشان است . (جامع التواریخ رشیدی ).

معنی اضالیل- ترجمه اضالیل برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد اضالیل اینجا را کلیک کنید

هم معنی اضالیل


ترجمه اضالیل


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه اضالیل



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی اضامیم

اضامیم . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ اِضمامة، بمعنی اضبارة. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). گروه مردم از هر جنس . (ناظم الاطباء) (آنندراج ): هذا فرس سَبّاق الاضامیم ؛ ای الجماعات . (ناظم الاطباء). || پشتواره ا

معنی اضاقت

اضاقت . [ اِ ق َ ] (ع مص ) رجوع به اضاقة شود.

معنی اضبان

اضبان . [ اِ ] (ع مص ) اضبان چیزی را؛ در کنف خود قرار دادن آن را. (از اقرب الموارد). زیر کش گرفتن چیزی را. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || اضبان کسی را؛ تنگ گرفتن وی راچنانکه او را در کنف و ناحیه

معنی اضباء

اضباء. [ اِ ] (ع اِ) لیث گوید: اضباء؛ آوای عوعو سگ هنگام زوزه کردن است . و ابومنصور گوید: کلمه تصحیف و خطاست و صواب اصیاء است (از:صَأی ̍ یَصْأی ̍ و هو الصَّئی ّ). (از تاج العروس ).

معنی اضافی

اضافی . [ اِ فی ی ] (ع ص نسبی ) منسوب به اضافه . رجوع به اضافه شود. || الحاقی . (ناظم الاطباء). || نسبی . اعتباری . مقید، در مقابل مطلق : از این چهار مایه دو سبک است و دو گران . سبک مطلق آتش است و سبک

معنی اضاقه

اضاقه . [ اِ ق َ ] (ع مص ) رجوع به اضاقة شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter