مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی اضاخ


معنی اضاخ

اضاخ . [اُ ] (اِخ ) موضعی است به بادیه . (از تاج العروس ).

معنی اضاخ- ترجمه اضاخ برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد اضاخ اینجا را کلیک کنید

هم معنی اضاخ


ترجمه اضاخ


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه اضاخ



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی اضاخ

اضاخ . [ اُ ] (اِخ ) اصمعی گوید: و از آبهای تازیان رُسیس و آنگاه اراطة است و میان آنها و اضاخ بازاریست و آنرا بنایی است و گروهی از مردم ، و در آنجا معدن برم است . (از معجم البلدان ).

معنی اضافیات

اضافیات . [ اِ فی یا ] (ع ص ، اِ) ج ِ اضافی . رجوع به اضافی شود.

معنی اضافیة

اضافیة. [ اِ فی ی َ ] (ع ص نسبی ) تأنیث اضافی . رجوع به اضافی شود.

معنی اضافة

اضافة. [ اِ ف َ ] (ع مص ) اضافه . اضافت . گریختن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط). || ترسیدن و پرهیز کردن از کسی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). اضافه از کسی ؛ ترسیدن

معنی اضاعة

اضاعة. [ اِ ع َ ] (ع مص ) بسیار گردیدن ضیعت کسی . (منتهی الارب ). بسیار شدن ضیاع . (آنندراج ). بسیار گردیدن ضیعت شخص . (ناظم الاطباء). اضاعه ٔ مرد؛ بسیاری و فزونی ضیاع وی ، و در حدیث آمده است : افشی ا

معنی اضائه

اضائه . [ اِ ءَ ] (ع مص ) رجوع به اضاءة شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter