مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی اضات


معنی اضات

اضات . [ اَ ](ع اِ) ج ِ اضاة. (قطر المحیط). رجوع به اضاة شود.

معنی اضات- ترجمه اضات برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد اضات اینجا را کلیک کنید

هم معنی اضات


ترجمه اضات


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه اضات


گفت اکنون چون منى اى من در آ *** نیست گنجایى دو من را در سرا
نیست سوزن را سر رشته دو تا *** چون که یکتایى درین سوزن در آ
رشته را با سوزن آمد ارتباط *** نیست در خور با جمل سم الخیاط
کى شود باریک هستى جمل *** جز به مقراض ریاضات و عمل‏
دست حق باید مر آن را اى فلان *** کاو بود بر هر محالى کن فکان‏
هر محال از دست او ممکن شود *** هر حرون از بیم او ساکن شود
اکمه و ابرص چه باشد مرده نیز *** زنده گردد از فسون آن عزیز
و آن عدم کز مرده مرده‏تر بود *** در کف ایجاد او مضطر بود
كُلَّ یَوْمٍ هُوَ فِی شَأْنٍ بخوان *** مر و را بى‏کار و بى‏فعلى مدان‏
کمترین کاریش هر روز است آن *** کاو سه لشکر را کند این سو روان‏


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی اضائت

اضائت . [ اِ ءَ ] (ع مص ) رجوع به اضاءة شود.

معنی اضاءة

اضاءة. [ اِ ءَ ] (ع مص ) روشن شدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (تاج المصادر بیهقی ) (مهذب الاسماء) (اقرب الموارد) (ترجمان تهذیب عادل ص 14) (مؤید الفضلا). || روشن کردن . (منتهی الارب ) (ترجمان تهذیب عا

معنی اضاض

اضاض . [ اِ ] (ع مص ) اَض ّ. مُلْجاء و مضطر کردن کسی را به کسی . || رسیدن مشقت از امری به کسی . (از اقرب الموارد). رجوع به اض شود. || بانگ کردن ناقه گاه درد زه . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنند

معنی اضاءة لبن

اضاءة لبن . [ اَ ءَ ت ُ ل ِ ] (اِخ ) یکی از حدود حرم است بر طریق یمن . (از معجم البلدان ).

معنی اضاحک

اضاحک . [ اَ ح ِ ] (ع اِ) ج ِ اضحوکة.(از اقرب الموارد). رجوع به اضاحیک و اضحوکة شود.

معنی اضاحیک

اضاحیک . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ اضحوکة، بمعنی مایه ٔ خنده و آنچه بدان بخندند. (از اقرب الموارد). رجوع به اضحوکة شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter