مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی اضابیر


معنی اضابیر

اضابیر. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ اِضبارة. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد): عنده اضابیر من صحف و من سهام . (اقرب الموارد). ج ِ اَضابرة و اِضابرة، پشتواره ٔ کتاب و کاغذ و جز آن . (آنندراج ). و این درست نیست . اضابیر چنانکه صاحب اقرب الموارد نوشته و در منتهی الارب و تاج العروس آمده جمع اضبارة است نه اضابرة. دسته های نامه . کتابهای بر سر هم چیده . (از لغت خطی ). ج ِ اَضبارةو اِضبارة. (ناظم الاطباء). و رجوع به اضبارة شود.

معنی اضابیر- ترجمه اضابیر برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد اضابیر اینجا را کلیک کنید

هم معنی اضابیر


ترجمه اضابیر


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه اضابیر



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی اضاخ

اضاخ . [ اُ ] (اِخ ) ابن فقیه اضاخ را در شمار اعمال مدینه آورده است . (از معجم البلدان ). و بقولی اضاخ از اعمال مدینه است و وُضاخ نیز گویند. امروءالقیس در ضمن این بیت که ابر را وصف می کند، گوید: فلما

معنی اضاحی

اضاحی . [ اَ حی ی ] (ع اِ) ج ِ اضحیة. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ج ِ اضحیة و آن گوسپندی است که برای قربانی تهیه کنند. (از اقرب الموارد). قربانیها. و رجوع به اضحیة شود.

معنی اضاحک

اضاحک . [ اَ ح ِ ] (ع اِ) ج ِ اضحوکة.(از اقرب الموارد). رجوع به اضاحیک و اضحوکة شود.

معنی اضاعت

اضاعت . [ اِ ع َ ] (ع مص ) ضایع کردن . (غیاث ) (ترجمان تهذیب عادل بن علی ص 14) (آنندراج ). اضاعة. تضییع. و رجوع به اضاعة و اضاعه شود.

معنی اضاءة لبن

اضاءة لبن . [ اَ ءَ ت ُ ل ِ ] (اِخ ) یکی از حدود حرم است بر طریق یمن . (از معجم البلدان ).

معنی اضاخ

اضاخ . [ اُ ] (اِخ ) اصمعی گوید: و از آبهای تازیان رُسیس و آنگاه اراطة است و میان آنها و اضاخ بازاریست و آنرا بنایی است و گروهی از مردم ، و در آنجا معدن برم است . (از معجم البلدان ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter