مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی اضاءة لبن


معنی اضاءة لبن

اضاءة لبن . [ اَ ءَ ت ُ ل ِ ] (اِخ ) یکی از حدود حرم است بر طریق یمن . (از معجم البلدان ).

معنی اضاءة لبن- ترجمه اضاءة لبن برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد اضاءة لبن اینجا را کلیک کنید

هم معنی اضاءة لبن


ترجمه اضاءة لبن


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه اضاءة لبن



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی اضائة

اضائة. [ اِ ءَ ] (ع مص ) رجوع به اضاءة شود.

معنی اضاخی

اضاخی . [ اُ ] (اِخ ) محمدبن زکریا اباغانم نجدی و بقولی یمامی اضاخی ، از مردم یکی از دیههای یمامه بود. از محمدبن کامل عمانی در عمان بلقا و مقدام بن داود رعینی مصری سماع کرد و ابوالعباس حسن بن سعیدبن ج

معنی اضارع

اضارع . [ اَ رِ ] (اِخ ) برکه ای است از کنده های اعراب در سمت غربی راه حاجیان که متنبّی آنرا در این بیت آورده است : و مسی الجمیعی دئدأها و غادی الاضارع ثم الدنا. (از معجم البلدان ).

معنی اضاخ

اضاخ . [ اُ ] (اِخ ) کوهی است . مذکر و مؤنث در آن یکسان است . (از تاج العروس ). ابوالقاسم بن عمر گفته است : اضاخ کوهی است ، و وُضاخ نیز آمده است . (از معجم البلدان ).

معنی اضاخ

اضاخ . [اُ ] (اِخ ) موضعی است به بادیه . (از تاج العروس ).

معنی اضاخ

اضاخ . [ اُ ](اِخ ) نام موضعی است . (منتهی الارب ). از دهکده های یمامه است ازآن ِ بنی نُمیر. (از معجم البلدان ) (از تاج العروس ). و رجوع به عیون الاخبار ج 4 ص 22 و 28 شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: