مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی اضاءة لبن


معنی اضاءة لبن

اضاءة لبن . [ اَ ءَ ت ُ ل ِ ] (اِخ ) یکی از حدود حرم است بر طریق یمن . (از معجم البلدان ).

معنی اضاءة لبن- ترجمه اضاءة لبن برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد اضاءة لبن اینجا را کلیک کنید

هم معنی اضاءة لبن


ترجمه اضاءة لبن


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه اضاءة لبن



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی اضاءة

اضاءة. [ اِ ءَ ] (ع مص ) روشن شدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (تاج المصادر بیهقی ) (مهذب الاسماء) (اقرب الموارد) (ترجمان تهذیب عادل ص 14) (مؤید الفضلا). || روشن کردن . (منتهی الارب ) (ترجمان تهذیب عا

معنی اضاخ

اضاخ . [ اُ ](اِخ ) نام موضعی است . (منتهی الارب ). از دهکده های یمامه است ازآن ِ بنی نُمیر. (از معجم البلدان ) (از تاج العروس ). و رجوع به عیون الاخبار ج 4 ص 22 و 28 شود.

معنی اضاخ

اضاخ . [ اُ ] (اِخ ) اصمعی گوید: و از آبهای تازیان رُسیس و آنگاه اراطة است و میان آنها و اضاخ بازاریست و آنرا بنایی است و گروهی از مردم ، و در آنجا معدن برم است . (از معجم البلدان ).

معنی اضاخی

اضاخی . [ اُ ] (اِخ ) محمدبن زکریا اباغانم نجدی و بقولی یمامی اضاخی ، از مردم یکی از دیههای یمامه بود. از محمدبن کامل عمانی در عمان بلقا و مقدام بن داود رعینی مصری سماع کرد و ابوالعباس حسن بن سعیدبن ج

معنی اضاءة بنی غفار

اضاءة بنی غفار. [ اَ ءَ ت ُ ب َ غ ِ ] (اِخ ) اضاءة بمعنی آب درگودال فراهم آمده از سیل یا جز آن است و گویند: بمعنی غدیر کوچک است و هم گفته اند مسیل آب به غدیر باشد،و غِفار نام قبیله ایست از کنانة. و اض

معنی اضآن

اضآن . [اِض ْ ] (ع مص ) صاحب بسیار میش گشتن . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). خداوند بسیار گوسفند میشینه شدن . (تاج المصادر بیهقی ). خداوند گوسفند میشینه ٔ بسیار شدن . (زوزنی ). فزونی یافتن ضأن . (

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: