مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی اصول الحدیث


معنی اصول الحدیث

اصول الحدیث . [ اُ لُل ْ ح َ ] (ع اِ مرکب ) دانش اصول حدیث ، که آنرا علم روایت حدیث نیز نامند. رجوع به علم روایت و علم حدیث و حدیث و کشف الظنون و مقدمه ٔ ابن خلدون ترجمه ٔ پروین گنابادی ج 2 شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد اصول الحدیث اینجا را کلیک کنید

هم معنی اصول الحدیث


ترجمه اصول الحدیث


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه اصول الحدیث



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی اصول هندسه

اصول هندسه . [ اُ ل ِ هَِ دِ س َ / س ِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) قواعد اصلی و اساسی دانش هندسه . رجوع به هندسه شود. || (اِخ ) نام کتابی که آنرا به افلاطون نسبت داده اند. (ابن الندیم ). و گویند قسطا آ

معنی اصیان

اصیان . [ اُ ص َی ْ یا ] (ع اِ مصغر) لغتی یا لهجه ای در اُصَیلان و اُصَیلال . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رجوع به اصیلان و اصیلال شود.

معنی اصولی

اصولی . [ اُ ] (اِخ ) (متوفای 1230 هَ . ق . / 1815 م .). محمدحسن بن محمدمعصوم . از مردم قزوین بود که در کربلا پرورش یافت و در آنجا تحصیل کردو آنگاه بشیراز آمد و در آن شهر سکونت گزید و هم درآنجا درگذشت

معنی اصول موضوعه

اصول موضوعه . [ اُ ل ِم َ / مُو ع َ / ع ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) مبادی تصدیقی که مخاطب بواسطه ٔ حسن ظن به متکلم به صحت آنها معترف است . مبادی ناآشکاری که بخودی خود در علم مسلم نباشند و بر سبیل حسن

معنی اصولاً

اصولاً. [ اُ لَن ْ ] (ع ق ) از روی اصول . علی الاصول . براصول . باَصل .

معنی اصیاد

اصیاد. [ اَص ْ ] (ع اِ) ج ِ صاد. (قطر المحیط) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به صاد شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: