مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی اصالة


معنی اصالة

اصالة. [ اَ ل َ ] (ع مص ) اصلی شدن . (زوزنی ). با اصل و بیخ و ریشه گردیدن درخت و ثابت و راسخ شدن بیخ آن . || بااصل شدن مرد. (ناظم الاطباء). نژاده شدن . اصلی شدن . (زوزنی ). || خلیفه ٔ ثابت رأی گردیدن . (ناظم الاطباء). || محکم رأی شدن . (تاج المصادر بیهقی ). نیکو شدن رأی کسی . (ناظم الاطباء). - اصالةالرأی ؛ نیکویی آن . و رجوع به اصالت شود.

معنی اصالة- ترجمه اصالة برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد اصالة اینجا را کلیک کنید

هم معنی اصالة

آزادگی: آزادمنشی، اختیار، اصالت، جوانمردی، حریت، وارستگی و اسارت، بندگی
سندیت : 1 ارزش، اصالت، اعتبار 2 ملاک، مناط، حجت
شرافت: اصالت، بزرگواری، عفت، نجابت و بی‌عفتی
شرافتمند: اصل‌دار، اصیل، بااصالت، باشرف، بزرگوار، خانواده‌دار، شریف، نجیب و بی‌اصل، وضیع
پاک‌نژادی: اصالت، پاک‌گوهری، حلالزادگی، شرافت، نجابت و حرامزادگی


ترجمه اصالة

اصالت ذاتی داشتن: be noble born
اصالت خانوادگی: nobility
اصالت ذاتی: nobility of birth
اصالت: genuineness
اصالت وجود: reality


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه اصالة

سخن نیچه: مردم دنیا دو دسته اند: یكی زیر دستان و دیگر، بزرگان اصالت. شرف متعلق به بزرگان است و آنها غایت وجود بوده و زیردستان، ابزار اجرای هدفهای ایشان هستند. پیشرفت دنیا و بسط زندگی انسان به وسیله ی بزرگان و سرداران صورت می پذیرد كه اندك شمارند.
سخن نیچه: مردم دنیا دو دسته اند: یكی زیر دستان و دیگر، بزرگان اصالت. شرف متعلق به بزرگان است و آنها غایت وجود بوده و زیردستان، ابزار اجرای هدفهای ایشان هستند. پیشرفت دنیا و بسط زندگی انسان به وسیله ی بزرگان و سرداران صورت می پذیرد كه اندك شمارند.
سخن نیچه: مردم دنیا دو دسته اند: یكی زیر دستان و دیگر، بزرگان اصالت. شرف متعلق به بزرگان است و آنها غایت وجود بوده و زیردستان، ابزار اجرای هدفهای ایشان هستند. پیشرفت دنیا و بسط زندگی انسان به وسیله ی بزرگان و سرداران صورت می پذیرد كه اندك شمارند.
سخن رومن رولان: مرد با اصالة اگر خوار بشود پست و فرومایه نمی شود.
سخن نیچه: مردم دنیا دو دسته اند: یكی زیر دستان و دیگر، بزرگان اصالت. شرف متعلق به بزرگان است و آنها غایت وجود بوده و زیردستان، ابزار اجرای هدفهای ایشان هستند. پیشرفت دنیا و بسط زندگی انسان به وسیله ی بزرگان و سرداران صورت می پذیرد كه اندك شمارند.


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی اصالت

اصالت . [ اَ ل َ ] (ع مص ) نجابت و شرافت . (فرهنگ نظام ). اصیل بودن . (اقرب الموارد). اصلی شدن . (از تاج المصادر) (آنندراج ). نجابت : و کریمتر قریش از روی اصالت نسب . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 308). ||

معنی اصب

اصب . [ اَ ص َب ب ] (ع ص ، اِ) لقب ماه رجب است : رجب الاصب ، چه رحمت خدا در این ماه بر امت ریخته شود.

معنی اصانلو

اصانلو.[ اُ ] (اِخ ) از ایلات اطراف تهران . (جغرافیای سیاسی کیهان ص 111). از ایلات اطراف تهران ، ساوه ، زرند و قزوین و مرکب از 1200 خانوار است . ییلاقشان کوههای شمالی البرز و قشلاقشان خوار میباشد و چا

معنی اصافر

اصافر. [ اَ ف ِ ] (اِخ ) کوههااند. (منتهی الارب ) . ج ِ اصفر محمول بر احوص و احاوص و آن پشته هایی بود که پیامبر (ص ) در راه بدر از آنها گذشت . و بقولی اصافر چندین کوه گرد هم آمده است که بدین نام خوا

معنی اصاید

اصاید. [ اَ ی ِ ] (ع اِ) ج ِ صاد. (قطر المحیط) (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به صاد شود.

معنی اصاعد

اصاعد. [ اِص ْ صا ع ُ ] (ع مص ) برآمدن . (منتهی الارب ). بر نردبان یا کوه بالا رفتن . لغت یا لهجه ایست در تصاعد که در آن قلب و ادغام پدید آمده است . (از قطر المحیط).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: