مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی اشیم


معنی اشیم

اشیم . [ اَش ْ ی َ ] (اِخ ) ابن معاذبن سنان یا اقرع بن معاذ قشیری . از شاعران عرب بود و جوالیقی این شعر از او آورده است : و تأخذه عند المکارم هزة کما اهتز تحت البارح الغصن الرطب . بیت مزبور یکی از چهار بیتی است که ابوتمام آنرا در حماسه روایت کرده و جوالیقی آنرا هم به ابوالشغب عبسی و هم به اقرع بن معاذ قشیری نسبت داده است . و تبریزی شارح حماسه گفته است ابوریاش شعر را به ابوالشغب و ابوعبیده آنرا به اقرع نسبت داده است . رجوع به المعرب جوالیقی ص 66 و شرح حماسه چ التجاریة ج 1 صص 263 - 264 و معجم الشعرای مرزبانی ص 380 شود.

معنی اشیم- ترجمه اشیم برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد اشیم اینجا را کلیک کنید

هم معنی اشیم


ترجمه اشیم


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه اشیم

سخن آنتونی رابینز: همواره به یاد داشته باشیم كه هرگز ناگزیر نیستیم كارهای بزرگ انجام دهیم و چَم و مفهوم و هدفی بسیار بزرگ، آرمانی و آسمانی را در زندگی خود بیافرینیم.
سخن ساندرا راجرز: هر بار كه از كُنه قلب و با تمام وجود، آرزو و خواست خود را با خدا در میان گذاشته و هیچ شك و تردیدی در این باره نداشته باشیم، به مراد دل خود می رسیم.
سخن ماری كوری: نمی توانید به ساختن دنیای بهتر امید داشته باشید؛ مگر آنكه تك تك افراد جامعه پیشرفت كنند. به این منظور هر یك از ما باید جز اینكه به پیشرفت خود می اندیشد، در برابر همه افراد بشر نیز احساس مسؤولیت كند. وظیفه ما این است كه برای كسانی كه می توانیم، مفید باشیم.
سخن ریچارد تمپلر: نمی توانیم به این امید باشیم كه همه چیز، به همان اندازه كه ما دوست داریم، سبز باشد.
سخن آنتونی رابینز: همه ی كنش های ما برآمده از این باور بنیادی است كه چه كسی باید باشیم و چه كارهایی را باید، یا نباید انجام دهیم.

ما چون چنگیم و تو زخمه مى‏زنى *** زارى از ما نى تو زارى مى‏کنى‏
ما چو ناییم و نوا در ما ز تست *** ما چو کوهیم و صدا در ما ز تست‏
ما چو شطرنجیم اندر برد و مات *** برد و مات ما ز تست اى خوش صفات‏
ما که باشیم اى تو ما را جان جان *** تا که ما باشیم با تو در میان‏
ما عدمهاییم و هستیهاى ما *** تو وجود مطلقى فانى نما
ما همه شیران ولى شیر علم *** حمله‏شان از باد باشد دم‏به‏دم‏
حمله شان پیدا و ناپیداست باد *** آن که ناپیداست هرگز کم مباد
باد ما و بود ما از داد تست *** هستى ما جمله از ایجاد تست‏
لذت هستى نمودى نیست را *** عاشق خود کرده بودى نیست را
لذت انعام خود را وامگیر *** نقل و باده و جام خود را وامگیر


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی اصابات

اصابات . [ اِ ] (ع اِ) ج ِ اصابة: اصابات فی الاستخار و مسئلة حکیم النافلة. (روضات الجنات ص 392). و رجوع به اصابة و اصابت شود.

معنی اصائد

اصائد. [ اَ ءِ ] (ع اِ) ج ِ اصیاد. حج ِ صاد. و رجوع به اصاید شود.

معنی اشیمان

اشیمان . [ اَش ْ ی َ ] (اِخ ) نام دو موضع است . (منتهی الارب ) (آنندراج ). و یاقوت آرد: اشیمان تثنیه ٔ اشیم ، دو موضع است ، و بقولی دو ریگزار دراز است از ریگزار دهناء، و ذوالرمة آنها را در غیر موضع آو

معنی اشینه

اشینه .[ اَ ن َ ] (معرب ، اِ) قنفذالبحر. توتیاالبحر. توتیاءالبحر. خارپشت دریایی . و رجوع به دزی ج 1 ص 26 شود.

معنی اشیمنتی

اشیمنتی . [ ] (اِخ ) (شیخ ) علی بن محمود. او راست : الفتح الرحمانی علی الفیض الربانی در توحید و تصوف چ مصر 1307 هَ . ق . (از معجم المطبوعات ).

معنی اشیه

اشیه . [ اَش ْ ی َه ْ ](ع ن نف ) عیبگوی تر. (منتهی الارب ) (آنندراج ). و ذیل شَیوه آرد: یقال : هو شیوه من اشیه الناس . ولی در المنجد ذیل شَیوه از مصدر شَیْه بمعنی چشم زخم رساندن ، آمده است : هو شیوه م

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: