مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی اشیل خاتون


معنی اشیل خاتون

اشیل خاتون . [ ] (اِخ ) اشل خاتون . دختر امیرقنیمور بود که غازان خان در یوزاقاچ او را بسال 695 هَ . ق . بزنی گرفت ... رجوع به تاریخ غازان صص 38 - 40 و 103 شود.

معنی اشیل خاتون- ترجمه اشیل خاتون برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد اشیل خاتون اینجا را کلیک کنید

هم معنی اشیل خاتون


ترجمه اشیل خاتون


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه اشیل خاتون



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی اشیقر

اشیقر.[ اُ ش َ ق ِ ] (اِخ ) وادیی است در حجاز. (از مراصد).وادیی است به حجاز. مضرس بن ربیعی گوید : تحمل من وادی اشیقر حاضره و الوی بریعان الخیام اعاصره . (از معجم البلدان ).

معنی اشیقر

اشیقر. [ اُ ش َ ق ِ ] (اِخ ) قریه ای است متعلق به بنی عکل . (از معجم البلدان ) (مراصد).

معنی اشیمان

اشیمان . [ اَش ْ ی َ ] (اِخ ) نام دو موضع است . (منتهی الارب ) (آنندراج ). و یاقوت آرد: اشیمان تثنیه ٔ اشیم ، دو موضع است ، و بقولی دو ریگزار دراز است از ریگزار دهناء، و ذوالرمة آنها را در غیر موضع آو

معنی اشیش ونگوهی

اشیش ونگوهی . [ ] (اِخ ) اشی ونگوهی . کلمه ٔ اوستایی بمعنی ایزد ارد. فرشته ٔ توانگری . و رجوع به یشتها ج 2 ص 116 و 405 و 406، و اشی شود.

معنی اشیل

اشیل . [ اِ ] (اِخ ) (525 - 456 ق . م .) پدر تراژدی یونان ، و در فن خود مانند همربود و در تراژدی خود بنام ایرانیان یا پارسی ها کورش را ستود. در سایه ٔ احساسات مذهبی عمیق و نظریات فلسفی ، او را میت

معنی اشیمنتی

اشیمنتی . [ ] (اِخ ) (شیخ ) علی بن محمود. او راست : الفتح الرحمانی علی الفیض الربانی در توحید و تصوف چ مصر 1307 هَ . ق . (از معجم المطبوعات ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter