مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی اشگفیدن


معنی اشگفیدن

اشگفیدن . [ اِ گ ُ دَ ] (مص ) در عجب افتادن . (از آنندراج ).

معنی اشگفیدن- ترجمه اشگفیدن برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد اشگفیدن اینجا را کلیک کنید

هم معنی اشگفیدن


ترجمه اشگفیدن


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه اشگفیدن



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی اشلاق

اشلاق . [ اِ ] (ترکی ،اِ) نشستنگاه سلاطین در زمستان . (شرفنامه ٔ منیری ).

معنی اشگونه

اشگونه . [ اُ ن َ / ن ِ ] (ص مرکب ) بازگونه . واژگونه که در عربی معکوس و مقلوب گویند. (شعوری ج 1 ص 149). واژگونه . اصل باشگونه و کلمه ٔ فوق مصحف باشد. آشگونه . (ناظم الاطباء).

معنی اشگنش

اشگنش . [ اَگ َ ن ِ / اِ گ َ ن ِ ] (اِمص ) برآوردن دیوار و عمارت باشد. (جهانگیری ). دیوار برآوردن و عمارت کردن . (آنندراج ). دیوار عمارت . و عمارت و بنا. (ناظم الاطباء).

معنی اشل

اشل . [ اِ ش ِ ] (فرانسوی ، اِ) حداقل حقوق قانونی رتبه ٔ یک مستخدمین ادارات دولتی . لفظ مذکور از زبان فرانسوی اشل است . (فرهنگ نظام ).این کلمه در زبان فرانسه بمعانی : نردبان ، مقیاس (نقشه )، جدول ،

معنی اشلاء

اشلاء. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ شِلْو. (دهار) (منتهی الارب ). ج ِ شلو، بمعنی اندام و تن از هر چیزی . (آنندراج ).رجوع به شِلْو شود. اعضای گوشتی . (از معجم البلدان ). || بنوفلان اشلاء فی بنی فلان ؛ ای بقایا. (

معنی اشلال

اشلال . [ اِ ] (ع مص ) تباه کردن دست کسی را: اَشَل ّ یده . (منتهی الارب ). شل کردن دست . (تاج المصادر بیهقی ). || تباه شدن دست کسی و خشک گردیدن : اُشِلَّت ْ یده (مجهولاً). (منتهی الارب ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: