مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی اشکانیان ایران


معنی اشکانیان ایران

اشکانیان ایران . [ اَ نیا ن ِ ] (اِخ ) رجوع به اشکانیان و تاریخ ایران باستان ج 3 شود.

معنی اشکانیان ایران- ترجمه اشکانیان ایران برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد اشکانیان ایران اینجا را کلیک کنید

هم معنی اشکانیان ایران


ترجمه اشکانیان ایران


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه اشکانیان ایران



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی اشکانیون

اشکانیون . [ اَ نی یو ] (اِخ ) ج ِ اشکانی (در حالت رفع). رجوع به اشکانیان و تاریخ ایران باستان ج 3 ص 2548 و 2557 شود.

معنی اشکذر

اشکذر. [ اَ ک َ ذَ ] (اِخ ) قصبه ٔ مرکزی بخش اشکذر شهرستان یزد که در هشت هزارگزی جنوب شوسه ٔ یزد به اردکان واقع و مشخصات آن بدین شرح است : مختصات جغرافیائی : طول 54 درجه و 16 دقیقه و 30 ثانیه ٔ خاوری

معنی اشکبار

اشکبار. [ اَ ] (نف مرکب ) اشک ریز. گریان . اشکباران . اشک افشان : من بچشم خویش دیدم کعبه را کز زخم سنگ اشکبار از دست مشتی نابسامان آمده . خاقانی . عمر تو گم شد بخنده ترک بخنده سود تو از چشم اشک

معنی اشکباری

اشکباری . [ اَ ] (حامص مرکب ) اشک باریدن . گریستن : رخ زردم کند در اشکباری گهی زرکوبی و گه نقره کاری . نظامی . و رجوع به اشک باریدن شود.

معنی اشکانان

اشکانان . [ اَ ] (اِخ ) ج ِ اشکان . اشکانیان . رجوع به اشکانیان و مجمل التواریخ و القصص ص 32 و 59 شود.

معنی اشکامة

اشکامة. [ اَ م َ ] (معرب ، اِ) (کلمه ٔ اسپانیولی ) فلس ماهی . ج ، اشاکیم : ملی ٔ من اشاکیم . || فلس کوچک نازک و سبک که از مس جدا شود: اشکامة من نحاس . و اکنون آنرا رشکامة خوانند. (دزی ج 1 ص 25).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: