مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی اشهد


معنی اشهد

اشهد. [ اَ هََ ] (ع فعل ، اِ) در عربی متکلم وحده اَشهَدُ؛ شهادت می دهم . اما در فارسی به عنوان اسم هم بکار می رود و مراد از آن ، شهادتین یعنی اشهد اَن لا اله الاّ اﷲ و اشهد اَن ّ محمداً رسول اﷲ است : دور نبود کین زمان در مجلس حکم قضا بر زبان چرخ و اختر لفظ اشهد می رود. انوری . از اشهد فصیح به است اشهد بلال . قاآنی . - اشهد گفتن ؛ مراد گفتن اشهد ان لا اله الا اﷲ و اشهد ان محمداً رسول اﷲ است ، یعنی گفتن شهادتین . - || در تداول فارسی زبانان گاه بمعانی آماده ٔ مرگ شدن و سخت ترسیدن هم بکار رود، چنانکه گویند: پلنگ که نزدیک من شد اشهدم را گفتم . || گاه همچون سوگندی بکار رود: زبانم به اشهد برنگردد اگر...؛ یعنی گاه مردن شهادتین نگویم اگر... یا بی ایمان از دنیابروم اگر...

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد اشهد اینجا را کلیک کنید

هم معنی اشهد


ترجمه اشهد


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه اشهد



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی اشهر معلومات

اشهر معلومات . [ اَ هَُ رُن ْ م َ ] (ع اِ مرکب ) ماههای دانسته شده (استخراج از قرآنست )، یعنی شوال و ذوالقعده و ده روز از اول ذوالحجه . (ترجمان علامه ٔ جرجانی ص 12): الحج اشهر معلومات (قرآن 197/2)؛ حج

معنی اشهر

اشهر. [ اَ هََ ] (ع ن تف ) مشهورتر. (منتهی الارب ) (آنندراج ). آشکارتر. مشهورتر. (ناظم الاطباء). نامی تر. نامدارتر. نامورتر. ارفع : در جهان نام نیک تو مشهور نام مشهور تو ز بام اشهر. سوزنی . - امثال

معنی اشهل

اشهل . [ اَ هََ ] (اِخ ) ابن حاتم . از محدثان و روات بود که یزیدبن عمرو از وی روایت کرد و او از موسی بن علی بن رباح لخمی و ابن عون روایت دارد. رجوع به عیون الاخبار ج 2 ص 153 و 187 شود.

معنی اشهب مدنر

اشهب مدنر. [ اَ هََ ب ِ م ُ دَن ْ ن َ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) از رنگهای اسب است ، هنگامی که سپیدی آن روشن و صافی باشد و در آن نقطه های سیاه وجود داشته باشدو گاه نقطه ها توسعه یابد. (از صبح الاعشی ج

معنی اشهری

اشهری . [اَ هََ ] (اِخ ) جمال اشهری . از شاعران معاصر مجیرالدین بیلقانی و اثیرالدین اخسیکتی بود و در دربار قزل ارسلان سلجوقی مدیحه میگفت . عوفی در ضمن شرح احوال مجیرالدین بیلقانی آرد: وقتی مجیر از خدم

معنی اشهب مفلس

اشهب مفلس . [ اَ هََ ب ِ م ُ ف َل ْ ل َ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) از رنگهای اسب است ، و آن هنگامی است که سپیدی آن صافی و روشن باشد و در آن نقطه های سیاه دیده شود. (از صبح الاعشی ج 2 ص 18).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: